Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    .....کسانی که در اروپا، در این باره به بحث و استدلال می پردازند، تصور می کنند که منافع شاه و مردمش یکسان است، در حالی که نه تنها این طور نیست، بلکه منافع آنها معمولا در تضاد با یکدیگر قرار دارد.....
    دلیل انزجار مردم ایران از راه آهن ها، ترامواها، حق انحصارها و.... از نگاه ادوارد براون

    ادوارد گرانویل براون در هفتم فوریۀ ۱۸۶۲ در انگلستان متولد شد. وی برحسب اتفاق، راه خود را در زندگی پیدا کرد و به رغم اشتغال به تحصیل طب، توانست ساعات فراغت خود را به یادگیری زبان ها ی شرقی به ویژه ادبیات فارسی اختصاص دهد و این بدون شک به دلیل جذابیت فوق العاده ی ادبیات فارسی، مخصوصا در زمینه ی عرفان و تصوف بود که در طی سالیان تحصیل طب ذهن او را سخت به خود مشغول کرده بود؛ تا جایی که آرزوی بزرگ او این بود که سرزمینی را که محل زادگاه حافظ است از نزدیک ببیند، و قدم بر خاک پاک شیراز بگذاردو بنا به همین دلایل سرانجام در سال ۱۸۸۸موفق شد به سرزمین رویاهایش ایران سفر کند.دانسته های او از زبان فارسی در ابتدای سفرش، در مقایسه با بسیاری از اروپاییان که سال ها مقیم ایران بودند، در سطح بالایی قرار داشت،.او تالیفات متعددی در زبان فارسی از خود بجای گذاشت که مهمتریت آنها تاریخ ادبیات ایران در ۴ جلد است.نیز حاصل سفر یک ساله اش کتاب «یک سال در میان ایرانیان است» وی در بخشی از مطالب این کتاب راجع به ناصرالدین شاه و امتیازات چنین می نویسد:

    ... شهر کوچک شاه عبدالعظیم که به خاطر مسجدش[امام زاده اش] شهرت پیدا کرده است، و راه آهن بحث انگیزی که قرار بود تا خلیج فارس ادامه یابد، از تهران تا همین محل کشیده شده است. وقتی که در پاییز ۱۸۸۸ در مسیر بازگشت به خانه دوباره به این محل آمدم، راه آهن مزبور مشغول به کار بود و روزانه ۸ تا ۱۰ قطار به مقصد تهران و برعکس در حرکت بودند. اما افسوس که دوران رونق آن بسیار کوتاه بود و قبل از پایان سال، جمعیتی خشمگین که از مرگ تصادفی مردی که در حال حرکت قطار از آن بیرون پریده بود، تحریک شده بودند، به قطار حمله کردند و صدمات و خسارات اساسی به آن زدند.
    این را که دوستان این مرد که بر اثر خطای شخص خودش کشته شد، با انتقام گرفتن از راه آهن، عمل بیجا و غیرمنطقی ای مرتکب شدند، من برای یک لحظه هم رد نخواهم کرد. اما حاضر به تأیید این مطلب هم نیستم که نفرت مردم از ابداعات و رسوم جدید اروپایی در طی این جریان آشکار شده باشد.
    من فکر میکنم که احساس رشک و انزجار مردم ایران از این راه آهن ها، ترامواها، حق انحصارها، دریافت امتیازها و کمپانی های اروپایی که اخیرا درباره شان سر و صدای زیادی به پا خاسته است، کاملا طبیعی و حتا منطقی است. درست است که اینها در واقع منابع مولد ثروت اند، اما نه برای مردم ایران، بلکه برای شاه و درباریانش از یک سو و برای اروپاییان طرف قرارداد از سوی دیگر.
    کسانی که در اروپا، در این باره به بحث و استدلال می پردازند، تصور می کنند که منافع شاه و مردمش یکسان است، در حالی که نه تنها این طور نیست، بلکه منافع آنها معمولا در تضاد با یکدیگر قرار دارد. همچنین آنها خیال می کنند که شاه ایران، رهبری روشن بین و نیکخواه است که هیچ کاری ندارد به جز کوشش در راه آسایش و پیش رفت مردمان سرسخت و ناسازگاری که از تخریب و بی اثر کردن طرح ها و برنامه های عمرانی خیرخواهانهی شاه لذت می برند و در حالی که واقعیت از این قرار است که او سلطانی است، مستبد، خودخواه و بدون پایگاه مردمی که فقط در فکر آسایش و منافع شخصی خویش است و سرسختانه با نشر هرگونه اندیشه ی آزادی خواهانه در میان مردم مخالفت می کند که سرعت انتقال و حساسیت بسیار و نیز تیزهوشی ذاتی، به علاوهی استعداد یادگیری مردم ایران موجب نگرانی و اضطراب وی می شود؛ هر کاری که از دستش بر می آید، می کند تا از گسترش این گونه اندیشه ها که منجر به پیشرفت و توسعه ی واقعی می شوند، جلوگیری کند و احترام ظاهری او به تمدن و تجدد، تا حد زیادی به علت علاقه ی شدید او به داشتن اسباب بازی های عجیب و غریب مکانیکی است.....
    ادوارد گرانویل براون، یک سال در میان ایرانیان، برگردان مانی صالحی علامه،تهران، 1381 ، نشر ماه ریز صص119-120
    يكشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۴۴
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    ج ط نژند
    ۵ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۱
    دستمریراد


    سپاسگزارم