Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    من بد كارى كردم جان خودم را فداى اهل وطن عزيز خود كردم

    کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران]
    مگر بوى فرنگستان به مشام شماها نرسيده!


    سخنان ميرزا رضا کرمانی قاتل ناصرالدین شاه به معتضد السلطنه در زندان

    معتضد السلطنه با پسر صدراعظم و جمعى ديگر به ملاقات رفته بودند. اول فحش داده ‏اند. رو به معتضد السلطنه كرده و گفته است : شاهزاده عقب قاب ‏بازى خودت برو. ترا با اين كارها و سؤالات چه ‏كار. بعد انسانيت كرده ‏اند و بناى سؤال را گذاشته ‏اند. گفته است: ظلم رفت، عدل آمد. امير تومانى موقوف شد، لقب منسوخ شد، ديگر كسى بدون استحقاق لقب و منصب نخواهد گرفت. آخر عزيز خان خواجه چرا بايد نود هزار تومان خانه و اسباب خانه‏ اش قيمت داشته باشد. چرا سالى صد هزار تومان خرج عزيز السلطان بشود. براى چهار دفعه ... چرا وكيل الدوله به اين پايه و درجه برسد. اين نايب السلطنه چرا اسباب آنقدر خرابى بشود. من بد كارى كردم جان خودم را فداى اهل وطن عزيز خود كردم كه من ‏بعد سلاطين ايران هر كارى كه مى‏ خواهند نكنند. مگر بوى فرنگستان به مشام شماها نرسيده. تا كى آنقدر بى ‏غيرت هستيد. بد كردم جان خودم را فداى شماها كردم. ديگر ظلم و ستم آنقدر نخواهد بود. باشد تا براى من خيرات و مبرات آنقدر روانه كنيد كه حساب نداشته باشد. سالها آمرزش بطلبيد و ياد من كنيد. كارى كرده‏ ام كه فدائيان حسن صباح به خاطرشان خطور نكرده بود. از من بهتر كيست. اين چه ظلم و بيداد بود كه ايران را احاطه كرده بود. جان خود را به راه وطن و ملت فدا كردم تا اين قواعد متروك شود. حال سرزنش مى‏ كنيد! مى ‏دانم از صميم قلب خوشحال هستيد، اما چاره نداريد كه ظاهرا بدحال باشيد. گفته بودند شاه ديگر مى‏ آيد. جواب داده بود مثل من كسى هست كه نگذارد او هم ظلم كند. وانگهى مى‏ ترسد و اسباب آسودگى فراهم خواهد آمد.

    [خاطرات عین السلطنه: ۱/۹۵۶]. کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران]
    سه شنبه ۶ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۱۹
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت