Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    .....حسادت مردان زیاد است، اگر احیانا کسی نظری به طرف اندرون بیندازد مثل این است که مرتکب جنایت بزرگی شده باشد و به همین جهت است که در شهر های ایران رفتن به روی بام های بلند ممنوع است، مخصوصا در اصفهان ارو پائیان را نمی گذارند که در بالای عمارات بلند به سیاحت بپردازند، زیرا ممکن است که از آنجا داخل حیاطها دیده شود و نظرشان به زنان روی نپوشيده افتد....زنانی که از هوش و ذکاوت بی بهره نیستند با تمام قوا با جهالت مبارزه می کنند و نمی خواهند تسليم بدبختی و سیه روزی شوند، آنها در تحصیل معلومات کو شش می کنند ،تا بتوانند، به كانون خانوادگی آنطور که باید و شاید سروسامانی بدهند
    زن ایرانی عصر قاجار
    از نگاه هانری رنه دالمانی، فرانسوی

    هانری رنه دالماني Henry- Rene DzAllemagne فرانسوی، عشق و علاقه خاصی به جمع آوری اشیای آنتیک ساخت خاور زمین بخصوص صنایع ایران داشته و علاوه بر اشیائی که در اروپا خریداری کرده، در مسافرت های خود بکشورهای ترکستان و ایران نیز آنچه توانسته از کارهای دستی و مصنوعات نفیس قدیمی وقالی و قالیچه و منسوجات زربفت واشيای فلزی بدست آورده و با خود به فرانسه برده است و مجموعه قابل ملاحظله ای تشکیل داده و در معرض تماشای هم میهنان خود و سایرعلاقمندان به اشیای قدیمی قرار داده است .
    وی در سالهای ، ۱۸۹۸ ، ۱۸۹۹ ، و ۱۹۰۷ سفرهایی به ایران داشته است که در کتاب از خراسان تا بختیاری(سه جلد )به شرح وضعیت ایرانیانِ آن زمان پرداخته است . که برای این مقال وضعیت زنان ایرانی( بطور فشرده) انتخاب شد.که تقدیم علاقمندان می شود:
    زن ایرانی در زندگانی وظایف خاصی دارد و با او نمی توان مانند زنان ارو پائی رفتارکرد
    اگر ضرورت ایجاب نماید که در نزد شوهر حرفی از زنش به میان آید نباید نام او را به زبان آورد بلکه باید او را به نام یکی از پسرانش نامید ویا به نام مادر بچه ها ذکری از او کرد.
    وقتی مردان بر حسب ضرورت بخواهند به خانه کسی وارد شوندو قبلا خبر نداده باشند باید قبل از ورود با صدای بلند بگویند: «کسی نباشد»، به این معنی که زنان دور شوند و خود را پنهان نمایند.
    حسادت مردان زیاد است، اگر احیانا کسی نظری به طرف اندرون بیندازد مثل این است که مرتکب جنایت بزرگی شده باشد و به همین جهت است که در شهر های ایران رفتن به روی بام های بلند ممنوع است، مخصوصا در اصفهان ارو پائیان را نمی گذارند که در بالای عمارات بلند به سیاحت بپردازند، زیرا ممکن است که از آنجا داخل حیاطها دیده شود و نظرشان به زنان روی نپوشيده افتد. چون زنان در موقع بیرون رفتن از خانه خود را در چادر پنهان می کنند،می توانند مطابق میل خود رفتار کنند ...، اما زنان قبایل و روستائیان که بصورت باز و آزاد حرکت می کنند نمی توانند به سهولت مرتکب اعمال ناشایسته ای بشوند زیرا که همین آزادی آنهارا از اعمال ناروا باز می دارد و موجبات وفاداری آنانرا نسبت به شوهر فراهم می نماید . همانطور که بنده ای تابع اراده مالك خود می باشد،زن نیز باید مطیع او امر شوهر باشد . اقتدار شوهر نسبت به زن غیر محدود است و اگر زن مختصر بی احترامی نسبت به شوهر بروز دهد به سختی مجاز ات می شود .زنان باید کاملا تابع اراده و مطيع شوهر باشند تا از آزار برکنار بمانند.( به نظر نگارنده و با اطلاعاتی کمی که آز آن دوران دارم، نویسنده کمی اغراق کرده است.)
    روزی یکی از این زنان بدبخت به يك خانم اروپائی برخورد که شاد و خندان بود و به تصور این که این خانم هنوز شوهر اختیار نکرده است به او گفت: «چه کار خوبی کرده اید که شوهر اختیار ننموده اید،مسلما از ترس کتک خوردن دائمی به این کار تن در نداده اید.» با این حال باید گفت که مردان طبقه عالی اجتماع با اینکه عقیده دارند که گاهی باید زنان را هم مانند اطفال گوشمال داد، به ندرت به چنین رفتاری مبادرت می نمایند . حس خود خواهی گاهی مردان خوش اخلاق راهم وادار می کند که نسبت به زن با خشونت رفتار نمایند .
    در موقعی که شوهر در خانه احساس ناراحتی بکند فورأ وسائل فرار خودرا از ناراحتی هایی که خود موجب آن بوده است فراهم می سازد و برای خود تجدید فراش می نماید ، اکنون باید دید که تکلیف زن بدبخت از نظر افتاده که هیچ گونه امید و ادی به آتیه خود ندارد چیست؟
    اگر زن ایرانی در وظائف خانه داری و پرورش فرزندان و سایر تکالیف خود مر تکب خطائی شود علت آن جز جهالت چیز دیگری نیست زیرا که در اوان طفولیت و جوانی کسی او را وادار به تحصیل نکرده است که طرز خانه داری را بداند و هیچکس وظائفی را که زن باید انجام دهد به او نیاموخته است.
    زنانی که از هوش و ذکاوت بی بهره نیستند با تمام قوا با جهالت مبارزه می کنند و نمی خواهند تسليم بدبختی و سیه روزی شوند، آنها در تحصیل معلومات کو شش می کنند ،تا بتوانند، به كانون خانوادگی آنطور که باید و شاید سروسامانی بدهند و اطفال خوبی تربیت کنند و تحویل جامعه بدهند، و سعادت را در کانون خانوادگی راه دهند؛ اما باید دید وقتی که مادری در اثر مجاهدت و فعالیت خود به این نتیجه مطلوب رسید شوهر با او چه معامله ای خواهد کرد و اوضاع و احوالش چگونه است ؟
    متأسفانه غالبا دیده شده است که پدر این خانواده با عدم ثباتی که فطری اوست دست زن جوانتری را گرفته او را به خانه خود وارد می کند .هر گاه زن قدیمی مقاومتی بروز دهد و به تقاضای او پاسخ منفی بدهد، و به قاضی شکایت برد چه نتیجه ای می گیرد ؟ مسلم است که قاضی هم بدون تحقیقات لازم به زن می گوید: «شما از روی بی عقلی مرتکب خطایی شده اید و بر خلاف قانون رفتار نموده اید ، اساس جنس زن بد است، و به شوهر هم امر میکند که اگر این زن به جسارت خود ادامه دهد شماحق تنبیه او را دارید .
    با این حال مسلم است که عدم دوام خوشبختی و اطمینان نداشتن به آتیه ، دستورات و نصایح بدی به زن می دهد که برای شوهر زیان آور هستند. وقتی که زن مایوس گردید با لطبع چنین فکر می کند : « هرقدر من بیشتر وسایل راحتی شوهر را فراهم کنم و بخانه داری و تربیت فرزندان بپردازم اوکمتر بفكر آسایش من میافتد، بنابراین چه ضرورت دارد که من اینقدر بخود زحمت بدهم .
    بسیاری از زنان ایرانی دیده می شوند که فقط يك آرزو دارند و آن رهایی از جهالت است، آنها اشتیاق دارند که خیاط یا طراح یا پرستار و یا قابلة ماهری بشوند ولی متأسفانه کسانی که مقدرات کشور را بدست گرفته اند افکار دیگری را در مغز خود می پرورانند وابدا در این فکر نیستند که زنان را از این عبوديت که سالهاست در آن به سر می برند و آنها را فرسوده کرده است رهائی بخشند.
    بطور کلی میگوئیم که در ایران هم مانند کشور فرانسه زن باید معلومات کافی داشته باشد تا بتواند کانون خانوادگی را مطابق میل و سليقة خود اداره نماید و در تنظیم آن بکوشد .

    مشاغل زنان:
    زنان روستایی علاوه بر اداره کردن امور خانه و پرورش اطفال، کارهای دیگری هم از قبیل فرشبافی و پارچه بافی دارند . این زنان طباخی و نانوایی را می دانند و لباس شوهر و فرزندان خود را با دست خود می بافندو می دوزندو از اسبان و سایر حیوانات اهلی هم مو اظبت می کنند و گوسفندان ر۱ می دو شند و از شير آنها کره و ماست و پنیر وغيره درست می کنند .
    مشغله زنان متمول شهر نشین چیزی نیست که قابل ذکر باشد، فقط کمی برای گذراندن وقت اقسام شیرینی برای منزل تهیه می کنند و سایر اوقات خود را صرف کشیدن قلیان می نمایند و معده خود را از دود سرد و معطر تنباکو پر میکنند. زنان طبقه متوسط به تهیه ناهار و شام می پردازند و بعضی هم به گلدوزیهای جالب توجهی مشغول می شوند و در فراهم کردن انواع مربا و ترشی مهارتی دارند ولی در هر حال عده زنان هنرمند بسیار قلیل است .
    خواندن کتاب هم برای زنان چندان معمول نیست و مثل اینست که بر روی استعدادذاتی و ذوق وهوش فطری آنها در اثر بیکاری پرده ای کشیده شده است ، مخصوصا خانمهای اعیان و اشراف دست به هیچ کاری نمیزنند. ایرانیان ضرب المثلی دارند که پستی مقام زن را در جامعه بخوبی نشان میدهد، آنها میگویند : « زنان گیسوان بلندی دارند ولی عقلشان کوتاه است» .چنین قضاوتی دور از عدل و انصاف است زیرا که در ایران زنان دانشمندی هم دیده میشود که عاشق مطالعه و تحریر هستند و اشعار خوبی هم می سر ایند .
    باری چون اغلب زنان از نوشتن بی بهره هستند نمیتوانند احساسات خودرا بوسیله نامه ای بروز دهند.
    زنان ایرانی وقت زیادی برای آرایش مصرف مینمایند و بیشتر مشغول آرایش گیسوان خود می شوند و چون مردان رنگ حنا را دوست دارند، حنای زیادی استعمال میکنند.
    . زنان علاوه بر گیسوان، کف دست و پای خود را نیز با حنا رنگین می نمایند و عقیده دارند که حنا پوست دست و پا را از چین خوردگی حفظ مي نمايد .
    زنان میل مفرطی دارند که بدورهم جمع شوند و از هر در صحبتی بکنند و در ضمن صحبت از اشخاص غایب عیب جوئی و بد گوئی نمایند، عیب بزرگ آنها این است که فوق العاده حسود میباشند.

    مسافرت زنان
    با اینکه در ایران وسایل سهولت مسافرت فراهم نیست و جاده ها هم خراب است، زنان زیاد مسافرت می کنند. بهترین وراحت ترین وسیله مسافرت زنان کجاوه است که بر پشت قاطر می بندند و زنان در آن می نشینند.یکنوع وسیله دیگری هم هست که آنرا تخت روان می گویند و شاهزاده خانمها با آن مسافرت می نمایند. تخت روان مانند يك واگن كوچك چوبی است که از جلو و عقب قاطر بسته میشود . "
    زنان دهقان و خدمتکاران بر الاغ و اسب سوار می شوند . غالبا مردان جلو نشسته و زن را در پشت سر خود قرار و گاهی هم فقط زن را سوار کرده و خود دنبال او پیاده می روند....

    برچسبها :
    هانری رنه- دالمانی
    زنان-ایرانی
    قاجاریه
    ترکستان
    خراسان
    بختیاری
    اصفهان
    کجاوه
    تخت روان
    مشاغل-زنان
    مسافرت- زنان


    منبع: هانری رنه دالمانی ، سفرنامه از خراسان تا بختیاری، ترجمه علیمحمد فره وشي ( مترجم همایون) . تهران: ابن سينا: امیرکبیر، ۱۳۳۵ ، فشرده ای از صص309-322
    پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۸:۴۹
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت