Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    ...مردگان را یا در گاری ریختند و به گودالها وخندق شهر انداختند و یا به گورستان ها بردند. مشيرالاطبا شاهد بود که «در قبرستانها چنان مرده می چیدند که گویا پارچه سفیدی روی گورستان کشیده اند و چون برخی را قبل از مرگ کامل و در حال اغما حمل می کردند، به گفته همو «بعضی مرده ها وقت شستن و یا کفن کردن و یا به قبر گذاشتن بلند شده و زنده گشتند ». آنان هم که هنوز نمرده بودند حیران و سرگردان بر جای بودند و از بشرة همه معلوم بود در میان بلاگرفتارند ....
    مصیبت وبا و جمعیت در عصر قاجار
    در سال ۱۲۳۶ ه.ق در عهد فتحعلی شاه قاجار بطور بی سابقه ای وبا در ایران گسترش یافت . در خلیج فارس روزی ۱۵۰۰ نفر را می کشت و چون بنا چار اجساد را به دریا می ریختند، بیماری شدت کرد. در بحرین ۴۰۰۰ نفر یعنی دوسوم جمعیت را گرفت.پس به شیراز رسید و از جمعیت ۴۰۰۰۰ نفری شیراز، دو سوم اهالی را نابود کرد. این و با از شیراز به مرکز ایران رسیدو در سراسر مملکت بیش از صد هزار نفر تلفات داشت.
    همین و با که در ایران آنچنان کشتار کرد، به روسیه راه یافت، و از روسیه به سایر کشورهای اروپائی سرایت نمود. در انگلیس به سبب پیشگیری، میزان تلفات به نسبت چندان نبود.. اولیای دولت انگلیس به این نکته مهم توجه کردند که و با با فقر و تغذیه بد رابطه مستقیم دارد.
    در ۱۲۵۰ باز و با آمد.
    در ۱۲۵۲ وبای سختی در سراسر ایران شایع شد.
    در ۱۲۵۴ و با در اصفهان هم که و با معمولا دیده نمی شد ظهور کرد.
    در ۱۲۶۲ در ماه رمضان و با در «قسلان در پیوست »
    در۱۲۶۳ و بای آذر بایجان ۶۰۷۷ نفر را نابود کرد.
    در ۱۲۶۴ وبا به آذربایجان باز گشت و ۵۰۰۰ نفر را کشت.
    در اواخر ۱۲۶۷ و بای شدید در تهران شایع گشت و تا اوایل ۱۲۶۸ ادامه داشت .
    در ۱۲۶۹ و با دو باره در تهران عود نمود. در روزهای اول روزانه ۶۰ الی ۷۰ نفر تلف شدند. در شعبان ماه به روزی ۱۳۰ نفر رسید. آخر رمضان به روزی ۳۰ نفر رسید. مردم تهران به قم پناه بردند. در این شهر «خانه ای که از زوار خالی باشد باقی نمانده و از شدت جمعیت روی قبرستانها چادرزدند و بدین طریق تهرانی ها ناخوشی را با خود به قم و کاشان بردند. در ماه صفر از همین و با در تبریز روزی ۵۰ تا ۶۰ نفر مردند. برف و بارانی آمد و ناخوشی تخفیف یافت. در ربیع الثانی روزی ۲۰ الی ۳۰ نفر تلف شدند. خاصه مرگ و میر در میان قشون افتاد. از اینرو سربازان ایلاتی را مرخص کردند. این وبا طبق «صورت سیاهه و ثبت کدخدایان» از «نه محله تبریز ۴۰۸۳ نفر» را تلف کرد. و دولت در آن سال تخفیف مالیاتی نسبتأ مهمی برای ولایت آذر بایجان قائل شد.
    در سال ۱۲۷۳ و بای سخت دیگری به همه ولایات ایران افتاد. کنت دو گوبینو که در این سال در تهران بسر می برد، نوشت هر کس دو پا داشت و می توانست فرار نماید، برای حفظ جان خود از پایتخت گریخت. مردم چنان می مردند، که گوئی برگ از درخت می ریزد و با اینکه در تهران آماری برای شمار مردگان وجود ندارد، من تصور می کنم که بیش از يك سوم سکنه شهر تهران در اثر وبا مردند». از تهران هم نوشتند: «در شهر ما وشميران بجز خبر ناخوشی ووحشت خبری نیست،بعد از تهران در خراسان وقم و کاشان شدت کرد». یزد را هم گرفت و در فارس و قشلاقات فارس قریب ۲۰۰۰۰ نفر را کشت. وضع تبریز چنان بود که «اگر جنگ هم شده بود اینگونه ویرانی» نمی شد.
    در ۱۲۷۷ و با به تبریز بازگشت و ۲۴۷۴ نفر را کشت.
    در ۱۲۷۹ و با از استرآباد شروع شد.
    در ۱۲۸۲ و با تحفه عربستان بود که حاجیان آوردند و در خود مکه ۴۰۰۰۰ نفر مردند.
    در ۱۲۸۳ در ساوجبلاغ پیدا شد و از آنجا به ارومیه و تبریز رفت و آذربایجان بی اندازه تلفات داد.
    در ۱۲۸۴ و بای شدید دیگری همه شهرهای ایران را گرفت. در همان سال دکتر طولوزان نوشت: چون در ایران «قانونی برای نگاهداشتن شمار مردگان نیست معهذا نمی توانیم عده آنها را كما كان معین کنیم. معهذا می دانم که عده این مردگان کمتر از یکصد هزار نفر نبود.
    در۱۲۸۶ و بای خفیفی در قم و کاشان بروز نمود. مسافرانی که از این دو شهر به اصفهان آمدند « بعضی حین ورود و برخی بعد مبتلا به مرض و با شدند».و اصفهانیان را هم مبتلا کردند. این وبا در بوشهر «اشتداد داشت» .
    در ۱۲۸۷ و با همراه قحطی آمد. در مورد وضع تهران در این سال، حاج محمد حسن امین الضرب نوشت: «روزی ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفره مردند. از فارس گزارش رسید: «بی آذوقگی وقحطی در ولایات و بلوکات حاصل شده و از کشتن و کشته شدن یکدیگر به جهت تحصیل روزی باك ندارند...
    در۱۲۸۸ هنوز قحطی ادامه داشت ،وبا هم «مزید بر علت شد». در تهران به گواهی امین الضرب «روزی ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر در کوچه و بازار و محله ها» مردند. تنها تهران نبود «در همه ولایات ناخوشی مشهود و کسادی و بی رونقی و بی پولی» افتاد. تبریز « كن فيكون شده هم «ناخوشی بود»، هم قحطي وهم «سيل»، و ...
    در همه ولایات قحطی و گرانی... نفس مردم را قطع کرد.. و از پای در آورد، از خراسان گزارش رسید: «چه خراسانی... آدم را می کشند، گوشت او را می خورند، دیگر چه رسد به اسب و الاغ. هر روز در مشهد آدم می گیرند که سگ کشته و گوشت او را آورده و فروخته است». در این سال در قوچان ۱۲۰۰۰ نفر از دست رفتند، در آذربایجان مردم از شدت تنگدستی به دولت عريضه های معترضانه فرستادند. گزارشگر وقایع نوشت: اگر دولت ایران «قراری به این زودی ها در این باب ندهد اکثری از رعایای ایران بلکه در اندک مدتی عموم ارامنه سلماس و ارومیه مهاجرت می کنند و این خود خسارت کلی بسیار به رعایای دولت عليه وارد خواهد آورد. پس از این مرگ و میر بی سابقه چند سالی و با در ایران آرام گرفت .
    در ۱۲۹۴ از نو وبای سختی در گیلان پدیدار گشت و «۱۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر را تلف نمود.
    در ۱۳۰۷ باز و با از کرمانشاهان آمد.
    در۱۳۰۹ و بای بسیار سختی از بادکوبه آغاز گشت و روسیه را گرفت. حدت آن به اندازه ای بود که به مبالغه نوشتند: «از شهرهای روسیه دیگر چیزی باقی نگذاشت ». به اندك زمانی از حاجی ترخان به رشت رسید. در ۲۵ ذیحجه ۱۳۰۹ که نیمه تابستان بود و با به سمنان و دامغان زد و در اوایل محرم ۱۳۱۰ در تهران شیوع یافت.
    همگان گواهی میدهند که این وبا چیز دیگری بود «بیست سالی» بود که چنین کشتاری را مردم «فراموش کرده بودند »، و در تهران «هر گز چنین ناخوشی واقع نشده بود». دکتر طولوزان هم می گفت: «در مدت سی سال که من در ایران بودم، این سخت ترین و گسترده ترین و بائی بود که شاهدش بودم». و « کسی امیدیکساعت زنده ماندن نداشت امین الضرب هراسناك می گفت اگر کسی میمرد، هیچکس نبود او را بردارد، روی لنگه در بگذارد، ببرد يك جائی به خاك بسپارد .
    و بای ۱۳۱۰ تهران ابتدا در محله «سرچشمه بروز کرد ، بعددر پامنار و سر تخت و خیابان ناصريه... و تا حضرت عبدالعظيم تعدی» نمود ، هنوز به دهم محرم نرسیده بقولی روزی ۲۰۰ نفر و بقولی روزی ۲۵۰ نفر را می کشت. از نیمه دوم محرم تا اوایل صفر بیماری بر شدت خود افزود و بگفته برخی روزی ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر میمردند. اعتمادالسلطنه می گوید: بین ۲۰ تا ۲۱ محرم یعنی در دو روز ۱۶۰۰ نفر تلف شدند. تجار نوشتند: «روزی ۱۰۰۰ نفر» از میان رفتند. برخی ۱۲۰۰ نفر را هم در اوایل صفر ثبت کرده اند. دکتر فوریه که در آن روزها در تهران بود گواهی میدهد که «و بای تهران روزي نزديك به ۸۰۰ نفر را کشته، و این مقدار تلفات اگر در نظر داشته باشیم که جمعیت تهران در تابستان نصف می شود، بسیار زیاد است ». ليكن اعتماد - السلطنه به استناد گفته اطبا نوشته: «در شهر و اطراف شهر ۲۳۰۰۰ نفر مبتلا شده و تلف شدند .
    مردگان را یا در گاری ریختند و به گودالها وخندق شهر انداختند و یا به گورستان ها بردند. مشيرالاطبا شاهد بود که «در قبرستانها چنان مرده می چیدند که گویا پارچه سفیدی روی گورستان کشیده اند و چون برخی را قبل از مرگ کامل و در حال اغما حمل می کردند، به گفته همو «بعضی مرده ها وقت شستن و یا کفن کردن و یا به قبر گذاشتن بلند شده و زنده گشتند ». آنان هم که هنوز نمرده بودند حیران و سرگردان بر جای بودند و از بشرة همه معلوم بود در میان بلاگرفتارند ....
    ر.ک. هما ناطق، مصیبت وبا و بلای حکومت،تهران، ۱۳۵۸، نشر گستره صص۱۳ -۱۹
    چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲:۳۱
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    فرهاد دولتی
    ۹ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۱۰
    سلام. واقعا لذت بردم از مطالعه مطالب وبلاگتون. بنده کتاب از دوره قاجار زیاد می خونم. الان هم برای دومین بار دارم ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان رو می خونم.
    موفق و موید باشید


    با سلام و درود ، از حسن نظرتون بسیار سپاسگزارم، این گونه اظهارات موجب ایجاد انگیزه بیشتری برای بنده خواهد بود . با آرزوی موفقیت برای شما و سپاس فراوان