Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    به شاه عبدالعظیم رسیدم و از قطار پیاده شدم و از ایستگاه که به خیابان رفتم، بقعه را در برابر چشم دیدم.....در آغاز کار، به علت آشنا نبودن مردم با اصول و فرهنگ سفر با قطار حوادثی به بار آمد، مانند این که کسی زیر چرخ قطار رفت. ا... زائران ایرانی، با صرف یک روز وقت، سوار بر خر و اسب به شاه عبدالعظيم می رفتند و بر می گشتند، و زحمت منتظر شدن برای قطار و سوار و پیاده شدن را به خود نمی دادند.
    ماساجی اینووه مسافر ژاپنی
    در زیارتگاه حضرت عبدالعظیم(ع) :
    در شش میلی جنوب شهر تهران زیارتگاهیست به نام شاه عبدالعظیم، که مقبره امام زاده حمزه 1 «بقعة حمزه، فرزند امام موسی کاظم. متصل به جانب جنوبی استانه حضرت عبدالعظيم شهرری. بنای آن از عهد صفوی و دارای تزیینات عهد قاجاریه است. ابو الفتوح رازی در صحن آن مدفون است.» (مصاحب، دایرة المعارف فارسی، ذیل حمزه)
    پسر امام هفتم نیز در کنار آن قرار دارد. متمولان و بزرگان دولت در این صحن
    مقبره و آرامگاه دارند و فقرا در گورستانی که بیرون آنست دفن می شوند
    .
    در همین صحن بود که ناصرالدین شاه در روز اول ماه مه سال ۱۸۹۶ (۱۷ذیقعده ۱۳۱۳) به تیر آدم یک لا قبائی به نام میرزا رضا کشته شد.

    بعدازظهر امروز به اتفاق راهنما با قطار ساده حضرت عبدالعظیم( ماشین دودی) به دیدن این زیارتگاه رفتم. تا اینجا با قطار حدود ۲۰ دقیقه کشید. بزودی پس از بیرون آمدن از تهران بقایای شهر قدیم ری پیدا شد. می گویند که اینجا پناهگاه پناهجویان یهودی است. برج طغرل 2 برج آجری مدور در شهرری. که نمای خارجی آن مضرس است، و از آثار اواخر عهد سلجوقی است.. تعمیرات اساسی که در سال ۱۳۰۱ه به فرمان ناصرالدین شاه قاجار در آن به عمل آمد، باعث تغییر قسمت هایی از آثار قدیمی آن شد.» (همانجا) هم در این شهر است. پیدا بود که اینجا در قدیم شهری پهناور بوده، اما با یورش چنگیز و پس از و تیمور ویران شده است. اکنون تا آنجا که چشم کار می کند بیابان برهنه است، و از آبادانی و رونق قدیم هیچ باز نمانده.
    به شاه عبدالعظیم رسیدم و از قطار پیاده شدم و از ایستگاه که به خیابان رفتم، بقعه را در برابر چشم دیدم. معبر از میان باغهای میوه با درختهای انبوه می گذشت، و بوی خوش باغ و بوستان در فضا پیچیده بود. چند صد خانه در دو سوی راه ردیف شده. و این مسیر پر از انبوه زائران از زن و مرد بود. مردم عاجز و گدا هم کم نبودند. همچنان که پیش می رفتم، در شگفت بودم که اعتقاد مردم چه نیرویی دارد. سرانجام به دروازه حرم رسیدم؛ و در اینجا گروهی پیش آمدند تا از ورودم جلوگیری کنند. اگر می خواستم به زور داخل شوم، ممکن بود که به سرم بریزند و بزنندم. در این حال به نظرم رسید که به غیر مسلمان ها و بخصوص فرنگی ها که مسلمانان آنها را نجس می دانند اجازه نمی دهند که توی حرم قدم بگذارند، و مرا هم که لباس اروپایی پوشیده ام فرنگی تصور کرده اند.

    من مسلمانم:
    در این وضع، دیدم که جای تأمل نیست و باید تدبیری کرد. پس بیدرنگ از طریق راهنمای محلی برای جماعتی که فریاد می زدند توضیح دادم و گفتم: «من مسلمان و مؤمن هستم، و از راهی دور، از ژاپن، چند هزار فرسنگ در دریاها و کوهها سفر کرده و آمده ام تا این مکان مقدس را زیارت کنم. می بینید که ظاهر و قیافه ام با فرنگی ها که منفور شما هستند فرق دارد. آیا من مانند شما نیستم؟» آنها که این سخنم را شنیدند به فکر فرو رفتند، و پس از مدتی پیر مردی با ریش سپید که نشان می داد که از مردم محل است پیش آمد و مردم را وادار به سکوت کرد و از آنها خواست که کنار بروند و کوچه درست کنند، و مرا از دروازه به درون برد.... از میان صحن توانستم از توی حرم عکس بگیرم. سپس وارد اتاق مقبره شاه سابق (ناصرالدین شاه) شدم، و با راهنمایی خادم مقبره توانستم کنار سنگ مزار بروم. این هم از برکات زرد چهره (و پوست) بودنم است.
    فکر می کنم که مسلمان ها در هر سرزمین تعصب خود را دارند. اما وقتی که اینجا را با آسیای میانه مقایسه می کنم، می بینم که آنجا وضع به این شدت نیست؛ زیرا که در جاهایی مانند سمرقند و بخارا و تاشکند متولی یا خادم مقيم بقعه یا عبادتگاه با روی گشاده مرا به درون می برد تا تماشا کنم؛ اما به ایران که رسیدم، در بارفروش، اجازه ندادند که وارد صحن امامزاده (یا، مسجد) بشوم. گمان می کنم که در آنجاها که دیرزمانی است که زیر حکومت روس در آمده، احساس و رفتار نسبت به بیگانگان تعدیل شده، و خو و طبیعت مردم «سارت» 3 (سورت یا سارت. نام سکنه ایرانی نژاد شهرنشین و تاجرپیشه در آسیای مرکزی، لفظ سرت ترکی و به معنی سوداگر است. و هنگامی که ایرانیان اسیای مرکزی دادوستد با مردم چادر نشین این نواحی را قبضه کردند. استعمال آن کمابیش به همان معنای تاجیک به وسيلة ترکان و مغولان معمول شد. در دوره استیلای مغول بر ترکستان، اصطلاحات سرت و ترک ناظر به اختلاف زبان بود. پس از این که اوزبکان ترکستان را فتح کردند، به جهت تقابل نمايان این فاتحین بیابانگرد با ملل مفتوح. استعمال سرت در مقابل اوزبک معمول شد. بعدها ان سرت معنی کنونی را یافت. (مصاحبه دایره المعارف فارسی) و اوزبکان و دیگر ساکنان هم ملایم تر است. در برابر، ایران هرچند که ضعیف شده؛ اما هنوز مال ایرانی ها مانده است. پس، رسم و رفتار قدیم را نگهداشته و سرسخت اند.

    راه آهن ساده[ماشین دودی]:
    چنان که پیش تر یاد شد، راه آهن کوتاه میان تهران و شاه عبدالعظیم یگانه خط آهن دائر در ایران است، و تأسیسات آن متعلق به شرکت بلژیکی است.. این خط برای زائران
    حضرت عبدالعظیم است؛ و شرکت بلژیکی قصد داشت که این کار آغاز ساختن راه آهن سراسری تا خلیج فارس شود، و دو میلیون فرانک سرمایه گذاری کرد. پس از آن برای سودآور شدن کارش و خرید سهام واگن اسبی تهران، سه میلیون فرانک به این سرمایه اولیه افزود. از ممالک دور، از بلژیک و روسیه، واگن و ریل وارد کردند؛ و.. سرانجام در ماه ژوئیه سال ۱۸۸۸ برابر با ذیقعده۱۳۰۵) این خط گشایش یافت. در آغاز کار، به علت آشنا نبودن مردم با اصول و فرهنگ سفر با قطار حوادثی به بار آمد، مانند این که کسی زیر چرخ قطار رفت. این مسائل گذشت؛ اما مسافران این خط کمتر از حد انتظار و برآورد بود. زائران ایرانی، با صرف یک روز وقت، سوار بر خر و اسب به شاه عبدالعظيم می رفتند و بر می گشتند، و زحمت منتظر شدن برای قطار و سوار و پیاده شدن را به خود نمی دادند. کرایه این خط (یک سره، یک قران در درجه ۲ ده شاهی در درجه ۳) هم برای آنها گران بود، و سوار ترن نمی شدند. پس، در تعطيل تابستان هم (که فصل پر تردد است) در آمد این خط در روز بیش از ۶ یا ۷ هزار قران نمی شود، و در اکثر ایام زمستان از يكصد قران تجاوز نمی کند. اکنون این قطار ۵ بار در روز به شاه عبدالعظيم می رود و بر می گردد. اما پیداست که سوددهی ندارد . 4 - در تاليف حسين محبوبی اردکانی (تاریخ مؤسات تمدنی جدید در ایران، ج ۲، ص ۳۲۴ تا ۳۲۹) در این باره می خوانیم: «از میان طرحها و نقشه ها و امتیازات راه آهن در ایران. نخست راه آهن حضرت عبدالعظیم... به طول 8700 متر جامه عمل به خود پوشید.... تخمین زده شده بود که سالانه قریب سیصد هزار نفر به زیارت حضرت عبدالعظیم می روند... از طرف دیگر امتداد راه آهن از تهران به جنوب خواه و ناخواه می بایست از این قسمت آغاز شود. برای ساختن این راه براتال به گرفتن امتیاز اقدام کرد. ولی آن را به یک شرکت بلژیکی فروخت. این شرکت... مورد سوءظن انگلیس ها بود. چه "کرزن" آن را شرکتی می دانست که اسم بلژیکی داشت ولی سرمایه آن از مسکو تأمین شده بود.... به هر زحمتی بود، این راه آهن را که فاصله ریل های آن بیش از ۱۰ سانتیمتر نبود در سال ۱۳۰۵ه .ق... آماده افتتاح کردند... هنوز چیزی از افتتاح راه آهن نگذشته بود که ناراحتی ها و تصادفات ناشیه از آن آشکار شد، زیرا ایرانیان به طرز کار آن آشنا نبودند......... کرزن درباره منافع و قیمت بلیت راه آهن می نویسد: "این راه آهن چندان نفعی ندارد. به جهت این که راه چندان طویل نیست و مسافرین اغلب به جهت تفريح دماغ با الاغ مسافرت می نمایند. قیمت بلیت ماشین دو قران و یک قران و دهشاهی است و در اعیاد و ایام متبرکه دخل راه آهن از ۲۰۰ الی ۵۰۰ تومان می شود، ولی در زمستان روزی ۳ الی ۵ تومان بیش نمی شود....



    منبع : سفرنامه ایران ِماساجی اینووه، مسافرژاپنی در ماوراء النهر ،ایران و قفقاز(1320 ه.ق،1902 م) 1390 ، تهران ،طهوری صص 154 -157.

    ۱. «بقعة حمزه، فرزند امام موسی کاظم. متصل به جانب جنوبی استانه حضرت عبدالعظيم شهرری. بنای آن از عهد صفوی و دارای تزیینات عهد قاجاریه است. ابو الفتوح رازی در صحن آن مدفون است.» (مصاحب، دایرة المعارف فارسی، ذیل حمزه)
    ۲. برج آجری مدور در شهرری. که نمای خارجی آن مضرس است، و از آثار اواخر عهد سلجوقی است.. تعمیرات اساسی که در سال ۱۳۰۱ه به فرمان ناصرالدین شاه قاجار در آن به عمل آمد، باعث تغییر قسمت هایی از آثار قدیمی آن شد.» (همانجا)
    ۳. (سورت یا سارت. نام سکنه ایرانی نژاد شهرنشین و تاجرپیشه در آسیای مرکزی، لفظ سرت ترکی و به معنی سوداگر است. و هنگامی که ایرانیان اسیای مرکزی دادوستد با مردم چادر نشین این نواحی را قبضه کردند. استعمال آن کمابیش به همان معنای تاجیک به وسيلة ترکان و مغولان معمول شد. در دوره استیلای مغول بر ترکستان، اصطلاحات سرت و ترک ناظر به اختلاف زبان بود. پس از این که اوزبکان ترکستان را فتح کردند، به جهت تقابل نمايان این فاتحین بیابانگرد با ملل مفتوح. استعمال سرت در مقابل اوزبک معمول شد. بعدها ان سرت معنی کنونی را یافت. (مصاحبه دایره المعارف فارسی)
    ۴. - در تاليف حسين محبوبی اردکانی (تاریخ مؤسات تمدنی جدید در ایران، ج ۲، ص ۳۲۴ تا ۳۲۹) در این باره می خوانیم: «از میان طرحها و نقشه ها و امتیازات راه آهن در ایران. نخست راه آهن حضرت عبدالعظیم... به طول ۸۷۰۰ متر جامه عمل به خود پوشید.... تخمین زده شده بود که سالانه قریب سیصد هزار نفر به زیارت حضرت عبدالعظیم می روند... از طرف دیگر امتداد راه آهن از تهران به جنوب خواه و ناخواه می بایست از این قسمت آغاز شود. برای ساختن این راه براتال به گرفتن امتیاز اقدام کرد. ولی آن را به یک شرکت بلژیکی فروخت. این شرکت... مورد سوءظن انگلیس ها بود. چه "کرزن" آن را شرکتی می دانست که اسم بلژیکی داشت ولی سرمایه آن از مسکو تأمین شده بود.... به هر زحمتی بود، این راه آهن را که فاصله ریل های آن بیش از ۱۰ سانتیمتر نبود در سال ۱۳۰۵ه .ق... آماده افتتاح کردند... هنوز چیزی از افتتاح راه آهن نگذشته بود که ناراحتی ها و تصادفات ناشیه از آن آشکار شد، زیرا ایرانیان به طرز کار آن آشنا نبودند......... کرزن درباره منافع و قیمت بلیت راه آهن می نویسد: "این راه آهن چندان نفعی ندارد. به جهت این که راه چندان طویل نیست و مسافرین اغلب به جهت تفريح دماغ با الاغ مسافرت می نمایند. قیمت بلیت ماشین دو قران و یک قران و دهشاهی است و در اعیاد و ایام متبرکه دخل راه آهن از ۲۰۰ الی ۵۰۰ تومان می شود، ولی در زمستان روزی ۳ الی ۵ تومان بیش نمی شود....
    دوشنبه ۲۳ دي ۱۳۹۸ ساعت ۴:۲۴
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت