Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    ....بسیاري از آنان وانمود می کنند که به کیمیاگري اشتغال دارند و خود را استاد این کار جا می زنند؛ با اغوا، مبالغ مهمی از مردم می گیرند و بعد یکباره ناپدید می شوند. ...
    درویشان عهد قاجار به روایت دکتر پولاک
    دکتر یاکوب ادوارد پولاک اطریشی از نخستین معلمان دارالفنون و از اولين پزشکان خارجى بود كه به دعوت ميرزا تقى خان امیرکبیر وارد ايران شد تا به تدريس پزشکى و جراحى در دارالفنون بپردازد. وی در ایران ده سال زیست(۱۸۵۱ تا ۱۸۶۰ ) به کار طبابت و تدریس اشتغال داشت. از ۱۸۵۵ به بعد طبيب مخصوص ناصرالدین شاه بود. در ۱۸۸۲ بار دیگر به ایران سفر کرد و به مطالعه و تحقیق پرداخت. بعدها در وین به تدریس زبان فارسی مشغول شد و کتاب سفرنامه پولاک«ایران و ایرانیان »را نوشت که در سال ۱۸۶۵ در دو جلد به چاپ رسیدو در ایران توسط آقای کیکاوس جهانداری ترجمه شد.
    درویشان عهد قاجار به روایت دکتر پولاک:
    در روزگاران قدیم از این طبقه مردم برجسته ترین اندیشمندان و مستعدترین شاعران برخاسته اند؛ در اینجا فقط به نامهاي پر آوازه ،سعدي و حافظ اشاره میکنیم. اما فعلا طبقاتي از ولگردان، قوالان 1
    قوالی :خنیاگری، خوانندگی، رامشگری، سرودخوانی، مطربی (لغتنامه دهخدا)
    و قصه گویان را تشکیل می دهند، بدون اینکه تعلیم و تربیت خاصی داشته باشند.
    اینها که حالِ هیچ کسب و کاري ندارند به مالکیت پشتِ پا زده اند و بی غم و بی خیال روز را به شب می آورند. بسیاري از آنان هندو و بقیه ایرانی هستند، حتی پسران خانواده هاي معتبر و شاهزادگان را در این سلک می توان دید؛ برادر مستوفی الممالک نیز به آنان پیوسته است. آنان که در غم مال دنیا نیستند با چوبدستی که دسته آن به صورت « یا علی » ساخته شده با کلاه درویشی، پوست پلنگ و بوق و کشکولی از پوست نارگیل در ممالک و سرزمینهاي مختلف پرسه می زنند و طی طریق میکنند. درویش با فریاد«یا حق» کشکول خود را جلو اروپائی می گیرد و یک « صاحب قران »می طلبد؛ اگر کسی کمتر از آنچه خواسته بدهد اغلب آن را با نخوت به دور می افکند.
    بعضی از آنها نیمه برهنه و با سر بی کلاه در ویرانه ها می گردند؛ گروهی دیگر هستند که در پوشاك جاه و جلال می بینند، آنها خود را « اهل آزاد » می نامند.
    تقریبا همه آنها بنگ می کشند؛ بعضی تحت تأثیر نشأه بنگ بکلی از خود بیخود می شوند و در این حالت بیشتر به حیوان شبیه هستند تا انسان. هرچند مشهور است که اینان به محمد و علی هیچ کدام اعتقاد ندارند بلکه در دل خود تنها خدا را می پرستند یا وحدت وجودي هستند، با این همه هرکجا که پا بگذارند مورد توجه و عنایت عامه مردم قرار می گیرند. هیچکس جسارت آن را ندارد که با آنها به خشونت رفتار کند یا آنان را با بی مهري براند.
    درویشی سالهاي متمادي خیابانهاي تهران را زیرپا می گذاشت و حتی به ارك شاهی نیز وارد می شد و به صداي جلی فریاد می کشید« علیا، علیا » و این کلمه اي صوفیانه بود که احدي غرض از آن را نمیدانست. وي شب هنگام آسایش مردم را مختل میکرد، اما هیچکس یاراي آن را نداشت که به او زیاد نزدیک شود. پس از چندي هواخواهانی پیدا کرد تا به جائی که شخص شاه نیز نمیتوانست مانع گردشهاي شبانه اش بشود. بسیاري از آنان وانمود می کنند که به کیمیاگري اشتغال دارند و خود را استاد این کار جا می زنند؛ با اغوا، مبالغ مهمی از مردم می گیرند و بعد یکباره ناپدید می شوند. در قوالی و قصه گوئی نظیر ندارند. با تردستیهاي حساب شده می توانند توجه شنونده ها را کاملا به خود جلب کنند.در هیجان انگیزترین لحظات ناگهان رشته داستان را قطع میکنند- درست مانند داستانهاي عربی- تا بتوانند چراغ الله 2 چراغ اللـه : پولی که به درویش یا نقال می‌دهند؛ پولی که درویش یا نقال معرکه گیر از مردم می‌گیرد.( فرهنگ فارسی عمید) بگیرند و باز روز بعد به داستان ادامه می دهند. این داستانها که به سبکی خوب و زبانی پاك ارائه می شود حدود معلومات شنوندگان را که مردمی از طبقات پائینند در زبان فارسی و شعر توسعه می دهد و از این لحاظ کارآئی آنها بی نهایت بیشتر از نمایشهاي روستائی ماست که در بعضی موارد حتی زبان را ضایع و کم اعتبار میکند.

    ۱.
    قوالی :خنیاگری، خوانندگی، رامشگری، سرودخوانی، مطربی (لغتنامه دهخدا)
    ۲. چراغ اللـه : پولی که به درویش یا نقال می‌دهند؛ پولی که درویش یا نقال معرکه گیر از مردم می‌گیرد.( فرهنگ فارسی عمید)
    منبع: س‍ف‍رن‍ام‍ه‌ پ‍ولاک‌ "ای‍ران‌ و ای‍ران‍ی‍ان‌"/ ن‍وش‍ت‍ه‌ ی‍اک‍وب‌ ادوارد پ‍ولاک‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌ ک‍ی‍ک‍اووس‌ ج‍ه‍ان‍داری‌.‏تهران: خ‍وارزم‍ی‌‏‫،۱۳۶۸.‬‏‫۵۳۶ ص‌37-39
    يكشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۶
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت