Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    دکتر پولاک : ....در کتاب حاضر کوشش کرده ام از اخلاق و رفتار، آداب و طرز زندگی یکی از جالب توجه ترین ملل عالم تصویری بدست بدهم. ملتی که افتخاراتش بیشتر زاده اعمال و اقداماتی است که در گذشته های دور انجام گرفته است ولی هنوز گرفتار عوارض کهولت نشده بلکه کاملا لياقت آن را دارد که باز در تاریخ فرهنگ و جهان آینده سهم بسزائی بعهده بگیرد. ....
    دکتر پولاک طبیب مخصوص ناصرالدین شاه

    از شرح حال و زندگی دکتر یاکوب ادوارد پولاك نویسنده کتاب ایران و ایرانیان» یا با توجه دقیقتر عنوان آن «ایران، سرزمین و مردم آن»اطلاع زیادی در دست نیست. در چاپ هفتم دائرة المعارف مایرا چاپ آلمان چند سطری درباره وی به این شرح ذکر شده است:
    «پولاك، یاکوب ادوارد، سیاح، تولد ۱۸۱۸ در یکی از نواحي بوهم، مرگ هشتم اکتبر ۱۸۹۱ در وین، از ۱۸۵۱ تا ۱۸۶۰ در ایران زیست و از ۱۸۵۵ به بعد طبيب مخصوص شاه بود. در ۱۸۸۲ بار دیگر به ایران سفر کرد و بخصوص به مطالعه و تحقیق در منطقه الوند پرداخت. بعدها در وین به تدریس زبان فارسی مشغول شد و کتاب فوق را نوشت که در سال ۱۸۶۵ در دو جلد بچاپ رسید.
    : مرحوم محبوبی اردکانی در اثر خود به نام «تاريخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» (تهران ۱۳۵۴) ،اطلاعاتی را که در جراید و کتب مختلف درباره پولاك وجود داشته جمع آوری کرده است. آنچه در ذیل بنظر میرسد همه با استفاده از آن منبع است.
    دکتر پولاك عملا معلم طب و جراحی بود ولی خودش سِمَتِ خویش را دواسازی نوشته است و ظاهرا استخدام او هم به عنوان معلم دواسازی یا حکمت که مجموعه معلومات طبي آن عصر بوده صورت گرفته بوده است. وی از همه همکاران خود در ایران معروفتر بود زیرا به دستیاری شاگردان خود يك رشته تألیفات طبی از خود به یادگار گذارد که معرف همیشگی اوست. دکتر پولاك در سال ۱۲۷۲ قمری پس از مرگ دکتر کلوکه و پیش از استخدام دکتر طولوزان طبيب مخصوص ناصرالدین شاه بود و پس از ده سال اقامت در ایران به وطن خود بازگشت و کتابی درباره ایران نوشت به نام «ایران، سرزمین و مردم آن». علاوه بر آن، مقالات و رساله های مفید دیگری نیز راجع به ایران انتشار داده است. مترجم او محمدحسین خان قاجار بود. دکتر پولاک برای نخستین بار در سال ۱۲۷۴ قمری تخم چغندر قند را به ایران آورد و در مقام ترویج و کشت آن بر آمد.وی پس از رفتن از ایران بار دیگر نیز در شعبان ۱۲۹۹ به ایران آمد. اعتمادالسلطنه در خاطرات خود در تاریخ ۷ شعبان ۱۲۹۹چنین می نویسد:
    ....«حکیم پولاك که تازه آمده است دیده شد... بیست و دو سال است که از ایران رفته بود. تازه آمده است به جهت بعضی اکتشافات تاریخی... به اتفاق طولوزان و حکیم پولاك اقدسیه رفتيم... شاه آمدند. با حکیم پولاك خیلی مهربانی کردند...».
    سه مطلب دیگر نیز توسط محبوبی اردکانی از وقایع اتفاقیه ذکر شده که بدین قرار است:
    معلم علم طب و جراحی عالیجاه موسیو پولاك نمساوی، مترجم او محمدحسین خان قاجار. بیست نفر شاگردان اوست و در کمال نظم و خوبی تحصیل می نمودند تا اینکه علم تشریح را که در سایر مدارس دول خارجه از قرار تقریر معلم در يك سال تحصیل می نمایند در سه ماه فارغ شدند و بعد از آن شروع به علم معرفت ادویه و اسباب و علامات معالجه نموده و اکنون به مقامی رسیده اند که معلم ایشان بنا دارد در هفته آینده آنها را به مريضخانه برده کیفیت معالجه را بیاموزند و در این اوقات معلم ایشان قرار داده که هر وقت در شهر معالجه غریبی از قطع و کسر و سایر اعمال يد جراحی می کنند دو نفر از شاگردان قابل صاحب نشان و سه نفر دیگر از سایر همراه خود می برد و به ایشان می آموزد که در کار خود مهارت کامل بهم برسانند.» وقایع اتفاقیه مورخ پنج شنبه پنجم ربیع الاول ۱۲۶۹ نمرۀ نودو هشتم).
    و باز هم درروزنامه وقایع اتفاقیه نمره ۱۵۷ پنج شنبه چهارم جمادی الاولی ۱۲۷۰،ص ۲ امده است که:
    شاگردان قسمت طب به دستیاری دکتر پولاك در سال ۱۲۶۹ هنگام بروز بیماری«وبا» به خدمات درمانی مشغول شدند و همیشه سه نفر از ایشان به هر عیادتی که استادشان میرفت همراه وی میرفتند. گاهی به حکم ضرورت از شاگردان مدرسه برای مأموریت به ولايات فرستاده می شدند. کتابهائی که معلمين مدرسه تألیف می کردند غالبا به وسيله شاگردان مدرسه ترجمه می شد. مطبعه مدرسه را خود شاگردان اداره می کردند و هر درسی که استاد در مدرسه املا می کرد و ترجمه می شد فورا چاپ می نمودند و ظاهرا نخستین کتابی که ترجمه و چاپ شد « تشریح بدن انسان» تألیف دکتر پولاك بود که در روز يكشنبه ۲۵ شهر رجب المرجب سنة ۱۲۷۰ کار چاپ آن پایان و اندکی بعد انتشار یافت. گفتنی است که اولین آموزش بالینی شاگردان طب در آوردن سنگ مثانه بوده است که به وسیله دکتر پولاك و حکیم روس (ظاهرا طبيب سفارت روس د ر ایران) عمل شده است».(وقایع اتفاقیه نمره نودو نهم، ص ۲) .
    محبوبی اردکانی در اثر دیگر خود تحت عنوان تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالی آموزشی ایران (تهران ۱۳۵۰) علاوه بر مطالب اثر قبلی بعضی اطلاعات تازه را نیز مطرح کرده ، چنانچه در صفحه ۲۳ همین کتاب آورده است که «... وی فارسی را آموخته و به زبان مادری شاگردانش تدریس می کرد. پولاك کتابی در تشریح نوشت که به كمك میرزا محمدحسین افشار یکی از شاگردان او به فارسی منتشر گردید. منشأ بسیاری از اصطلاحات و لغاتی که در تشریح فارسی بکار می رود از آن کتاب است. يك کتاب نیز در جراحی اختصاصی چشم و يك راهنمای طب نظامی برای معالجه شایعترین بیماریهای سربازان ایرانی نوشت که مورد انتقاد یکی از پزشکان ایرانی قرار گرفت و نسخه خطی آن کتاب انتقادی، جزو کتب خطی کتابخانه مجلس موجود و موسوم است به «انتقاد بر دکتر پولاك». يك كتاب مفردات طب را هم بر شاگردان خود املاء کرد که نسخ آن دست به دست میگشت... در سفری هم که ناصرالدین شاه به اتریش رفته بود پولاك با همراهان شاه معاشرت و رفاقت داشت (۱۳۰۶ ه. ق).»
    همچنین در صفحه ۲۶۱ کتاب مزبور آمده است: «اولین کالبدگشائی (اتوپسی) در ایران به وسيله دکتر پولاك به سال ۱۲۷۰ هجری قمری (۱۸۵۴ میلادی) روی جنازه يك نفر اروپائی که مظنون به مرگ بر اثر جنایتی بود انجام گرفت...» « نخستین بیهوشی و نخستین عمل جراحی برای بیرون آوردن سنگ مثانه در همان زمان (دوشنبه ۹ ربیع الاول ۱۲۶۹) انجام شد.» در کتاب حاضر نیز گوشه های دیگری از زندگی دکتر پولاك در ایران و طرز برخورد او با مقامات مملکتی نمایانده شده است .
    بخشی از دیباچه دکتر پولاک بر کتاب " ایران ، سرزمین و مردم ایران:
    در کتاب حاضر کوشش کرده ام از اخلاق و رفتار، آداب و طرز زندگی یکی از جالب توجه ترین ملل عالم تصویری بدست بدهم. ملتی که افتخاراتش بیشتر زاده اعمال و اقداماتی است که در گذشته های دور انجام گرفته است ولی هنوز گرفتار عوارض کهولت نشده بلکه کاملا لياقت آن را دارد که باز در تاریخ فرهنگ و جهان آینده سهم بسزائی بعهده بگیرد. بخصوص زندگی در دربار شاه ایران را با تفصيل خاص وصف می کنم زیرا آداب و رسوم تمام ملت تا اندازهای زیاد به پیروی از اوست و در عین حال این سلسله که اصل و نسبي ترك و تاتار دارد نتوانسته است خود را از تأثير عنصر ایرانی برکنار نگاهدارد. دار الامارات
    و از آن گذشته برای تمام واردان به این کشور و مسافران اروپائی راهنمائیها و اشاراتی دارم که در خوراك چه نکاتی را رعایت کنند و پرهیز از چه چیزها را لازم بشمرند؛ زیرا دیده ام که چه بسیار از آنان در اثر جهل بدین نکات به بیماری دچار آمده اند و پس از مدت کوتاهی مقهور آن شده اند؛ در حالی که با اندکی احتیاط می توانستند از این فرجام بگریزند. آنچه می گویم حاصل تجربه من است. کوتاهی من در رعایت اصول بهداشتی در بدو امر باعث شد که تا لب گور برسم، و فقط تصادف سبب شد که از چنگ مرگي نزديك بگریزم. بسیاری نصایح مرا پذیرفتند و رهائی یافتند، دیگران بدان عنایت نکردند و به مرگی که برایشان پیش بینی کرده بودم گرفتار شدند. روی هم رفته می توان گفت که اروپائیها در مشرق زمین پر وای اسب خود را بیشتر دارند تا بدن خود را در داخل و خارج چهاردیواری خود از خطاکاری ابا ندارند و آنگاه عواقب رقت بار و اجتناب ناپذیر کارهای خود را همه فقط در اثر آب و هوای نامألوف و غير معتاد می شمارند. ها در هر سیاحی می تواند بسهولت تصویری دل انگیز از کشوری که در آن سفر می کند بد، ست دهد. از نظر وی همه چیز تازه است و وی تحت تأثیر این تازگی و طراوت قرار میگیرد، بعضیها نیز دارای غریزه ای هستند که می توانند درست را از نادرست تشخیص دهند. نامه هایی هم که من پس از ورود به ایران به دوستانم در وطن خود نوشتم به همین ترتیب پر از عقاید و تصورات زنده و خوشبینانه بود. پس از گذشت زمان دریافتم.
    توضیح در مورد تصویر دکتر پولاک :نقاشی ناصرالدین شاه از حکیم پولاک .دستخط فارسي ناصرالدين شاه: صورت حكيم پولاك نمساوی حكيم باشي درشمران روز دوشنبه ۲۰ ذي‌حجة الحرام سنۀ ۱۲۷۳ سيچقان ئيل. [به اضافه عبارات به خط فرانسه]
    منبع : یاکوب ادوارد پولاک، ایران و ایرانیان، «ایران ، سرزمین و مردم ایران، ترجمه کیکاوس جهانداری،تهران ، انتشارات خوارزمی ، خلاصه ای از مقدمه مترجم.

    جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲:۰۰
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت