Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    منظره بیرون شهر بسیار جالب بود، بچه ها ، جوانها و کامل مردها دسته دسته به بازیهای ورزشی از قبیل الک دولک، توب بازی،ُبل بگیر بالا، و گرگم به هوا، قایمباشک و.. مشغول بودند.

    سیزده بدر در عهد قاجار

    از صبح روز سیزدهم فروردین ، خانواده های شهری با سماور و بقچه بسته هائی که در آن خوراکیهای روزانه را بسته بودند، خیابانهائی را که به بیرون شهر می رفت پر می کردند، دسته دیگر که سیزده بدر را فقط برای عصر گذاشته بودند، از دو سه ساعت بعد از ظهر به این خیابانها روی می آوردند. هر دسته ای کنار نهر و سبزه زاری می نشستند ، ناهار را در زیر طاق آسمان و اگر چند درختی گیر آورده بودند، در زیر سایه کم آن صرف می کردند، آجیل و شیرینی هم داشتند، بعلاوه عصری کاهو با سرکه یا سکنجبین ویا سرکه شیره حتما باید می خوردند، بعضی خانواده ها آش رشته را هم ضمیمه می کردند. خانواده های اعیان اکثر به باغهای داخل یا خارج شهر می رفتند و در آنجا سیزده بدر را باتمام لوازم و جزئیات برگذار می کردند.
    منظره بیرون شهر بسیار جالب بود، بچه ها ، جوانها و کامل مردها دسته دسته به بازیهای ورزشی از قبیل الک دولک، توب بازی،ُبل بگیر بالا، و گرگم به هوا، قایمباشک و.. مشغول بودند.
    میمون بازها و خرس بازها و بز بازها و غول بیابانی و دوره گردها با تنبک و تصنیف خواندن می آمدند و با ده شاهی ، پنج شاهی اسباب سرگرمی می شدند. دسته های مطربی که تار زن و آوازه خوان هم داشتند زیاد بودند. طبقهای آجیل و شیرینی و بالاختصاص کاهو، فراوان ، بر روی چهار پایه های چوبی گذاشته شده و فروشندگان آنها مشتری می طلبیدند. داش مشدیها با خواندن یکی از تصنیفهای متداول جلب توجه می کردند،این داشها بازی خاصی داشتند که به آن خر پشته می گفتند... بساط حُقه بازی و پهلوان کچل و خیمه شب بازی هم این سر و آن سر پهن بود که وقتی مردم از ورزش خسته می شدند، دورِ بساط این آقایان جمع شده خستگی در می کردند.
    در این روز دخترهای دم بخت ، سبزه گره می زدند و معتقد بودند که سیزده آینده ، حاجت آنها روا خواهد شد، ولی گره زدن سبزه اختصاص به این حاجت نداشت و زنها برای نیت های دیگر از قبیل رفتن به زیارت کربلا و مشهد هم این کار را می کردند.
    وقت عصر مراجعت مردم از زن و مرد و بچه و سواره و پیاده بخصوص در خیابانهای نزدیک به دروازه ها که پُر از جمعیت بود ، واقعا تما شا داشت.
    منبع: عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من، تهران ، زوار، ۱۳۷۱ ، ج(۱ )، تلخیص صص۳۶۴-۳۶۶ .
    دوشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱:۳۱
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت