Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    آنها گرچه تحصیل کرده و آشنا به تمدن غربی نیستند ولی بهیچوجه کودن واحمق هم نیستند و در امور اجتماعی و سیاسی کشور نفوذ دارند و در پشت پرده خیلی کارها با مشارکت و مساعی آنها می گذرد
    زنان عهد ناصری به روایت «ساموئل گرین بنجامین» اولین سفیر امریکا در ایران

    ایران در دنیا معروف به کشور شعر وگل و افسانه است و من تعجب میکنم و از خودم سئوال میکنم شعرای ایران که نمیتوانند و اجازه ندارند زنان را به بینند چگونه میتوانند در باره جذابیت و زیبایی چشم و ابرو و زلف واندام آنهاشعر بگویند؟!
    در تهران چهره و صورت هیچ زنی رانمی توان دید مگر آنکه نصرانی ، ارمنی ویاگبر ( زرتشتی ) باشد و بقیه زنان در حجاب کامل هستند و روبنده ای که روی سر میاندازند حتی صورت آنهاراهم می پوشاند. خانه های ایرانی ها عموما" طوری ساخته می شود که از خارج نمی توان داخل آنرادید و کاملا" از انظار خارجیان پنهان است، هیج پنجره ای بطرف خیابان یا کوچه ندارند که یک بیگانه بتواند از آن نظری بداخل خانه بیافکند ، خانه ها مشتمل بر چند حیاط با حوض های آب و باغ و باغچه و پرازگل وگیاه هستند. در قسمت اصلی ساختمان آقای خانه روزها اقامت داشته و بکار می پردازد، کارش که تمام شد شبها به اندرون می رود واندرون قسمتی از خانه است که اختصاص به زنان دارد و عده ای خواجه از آن مراقبت می کنند . هیچ مردی جز آقای خانه اجازه ورودبه اندرون را ندارد ، وقتی آقا در اندرون است هیچکس نمی تواند مزاحم او شود و بکسانی که سراغ اورا می گیرند کافی است گفته شود: " آقا در اندرون است" . درحقیقت اندرون یک پناهگاهی است که شخص از دست مزاحمان می تواند به آنجا روی آورد و چه خوب بود که در امریکا هم چنین پناهگاهی وجود می داشت . اندرون در ایران بمنزله باشگاه های اروپا و امریکا ست . در ایران تاسیس باشگاه ، تآتروامثال آن که برای تفریحات شبانه بکار می روند، ممنوع است. شاید اگر زنان ایران بخواهند ، امکان داشته باشد که این مقررات ورسوم تغییر پیدا کند ولی آنها از وضع خود شکایتی ندارند و از آن راضی هستند وبه همین جهت مخالفتی با ادامه آن نمی کنند.
    اما اگر عجولانه قضاوت و نتیجه گیری شود که زنان ایران عقب افتاده و بی اطلاع ونادان هستند. اشتباه محض است، آنها گرچه تحصیل کرده و آشنا به تمدن غربی نیستند ولی بهیچوجه کودن واحمق هم نیستند و در امور اجتماعی و سیاسی کشور نفوذ دارند و در پشت پرده خیلی کارها با مشارکت و مساعی آنها می گذرد. فقط نفوذ زنان ایران آشکار وظاهرنیست و خارجی ها در نظر اول به آسانی از آن مطلع نم یشوند . مثلی است معروف که می گویند " از صاحب قدرت نباید ترسید بلکه از عواملی که این صاحب قدرت را تحریک می کنند و پشت سر او هستند باید وحشت داشت " در ایران وضع چنین است وزنان در دربار و مواضع قدرت نقش موثرولی پشت پرده را دارند. گذشته از این ، استعدادهای بسیاری در اندرون ها و داخل حرمسراها وجود دارد: زنانی که در موسیقی ، شعر ، نقاشی ، قلابدوزی و در عین حال سیاست و دیپلماسی به مرحله استادی رسیده اند. سیاست بازی ، انتریک و اعمال نفوذ درایران به مقدار زیاد، بستگی به نقشی دارد که زنان در آن بازی می کنند.
    وقتی یکی از رجال ایران بخواهد برای انجام کاری مقامی را تحت نفوذ خود قرار دهد. این کار را بوسیله یکی یا همه زنان خود می کند و زنان او با همسران مقامی که مورد نظر است یا با همسران کسی که با آن مقام دوست و آشناست ملاقات می کنند و با چرب زبانی و تقديم هدایا و دادن وعده و وعید از آنها می خواهند که شوهرشان را وادار به انجام منظور نمایند.
    بسیاری از دسیسه بازیها و اعمال نفودها در ایران بدینوسیله صورت گرفته و عملی میشود ولی نقش زنان در پشت پرده ایفا میگردد .
    حجابی که زنان ایران در کوچه و خیابان دارند به تصور خارجی ها برای زنان ناراحت کننده است، در حالیکه اینطور نیست و این حجاب از جهات زیادی به نفع آنهاست و بهمین جهت هم زنان بهیچوجه درصدد برنمی آیند که این وضع و حجاب را تغییر دهند ، زنان دراین حجاب بسیاری از دسیسه ها و کارهایی را که می خواهند براحتی انجام میدهند. با این لباس و حجاب که از سر تا پا را بکلی می پوشاند یک زن می تواند به هرکجا که بخواهد برود ، بدون آنکه کسی او را بشناسد ، زیرا هیچکس حتی شوهرش هم نمی تواند روبنده را در خیابان وكوچه از روی صورت او بردارد و اگر چنین کاری کند به سختی مجازات و در پاره ای مراحل اعدام خواهد شد[؟!].
    از طرف دیگر اگر زنی بخواهد صورت خودرا نشان مردی دهد و از او دلربائی کند این امکان را خواهد داشت که در یک فرصت مناسب روبنده اش را کنار زده و چشم و ابرویش را به اصطلاح به مرد مورد علاقه بنمایاند و بدین ترتیب زنان تهران هر جا که مایل باشند میتوانند بروند بدون آنکه کسی از هویت آنها مطلع گردد .
    فقط زنان حرامسرای شاه و فرزندان آنها از این مزايا محروم هستند و هر جا که بخواهند بروند عده ای همراه آنها خواهند بود، این عده ازافراد گارد سلطنتی هستند که بفاصله کمی درجلو وعقب این زنان حرکت کرده و راه را به اصطلاح باز می کنند.
    معمولا" وقتی زنان حرمسرای شاه بخواهند بخارج بروند قبلا" مراتب به اهالی خیابانها و کوچه هائی که زنان حرمسرا از آنجا می گذرند اطلاع داده می شود ، کلیه مغازه هاودکانهای مسیر باید ببندند و افراد نیز سعی می کنند که خود را از آن مسیر دور نگهدارند، به همین علت تا چندی پیش حتی سفارتخانه های خارجی هم جرأت نمی کردند پنجره ای بطرف خیابان یا کوچه داشته باشند و ماموران گارد اگر مردی را در مسیر زنان حرمسرا می یافتند او را دستگیر کرده و اعدام می کردند، حتی اگر آن مرد روی خودرا به دیوار هم می کرد که زنان حرمسرا را نبیند باز از مجازات معاف نمی شد و شلاق می خورد و به حبس می افتاد.
    اما لباس زنان در داخل خانه با لباس خارج، اختلاف زیادی دارد ، لباسهای داخل خانۀ زنان سابقا شیک ترومجلل تراز امروزه بود ، لباسهائی که اکنون معمول است از نوع لباسهای کوتاه است که اندام را بیشتر می نمایاند ، فرم و شکل لباس خانه زنان از طبقات بسیار عالی تا فقیر مشابه یکدیگر است و فقط از نظر نوع پارچه ، رنگ ، قلابدوزی و گلدوزی وکارهای دستی که روی آنها شده است از یکدیگر مشخص می شوند.
    بدین ترتیب لباس زنان ساده تر از لباس مردان بوده و بمراتب ارزانتر تمام می شود .
    رجال تهران مخصوصا لباسهای بسیار پرزرق و برق و گرانبهائی می پوشند و اخيرا اقداماتی شده است که با استفاده از فرم لباسهای اروپائی ، لباس مردان را نزدیک به اونیفرم نظامی نمایند و این کار تا حدودی انجام شده است ولی در مراسم رسمی ، رجال همان لباسهای قدیمی خود را می پوشند که از شال کشمیر و یا کرمان دوخته شده و دارای زردوزی و تزئینات فراوانی است .
    در موقع شرفیابی بحضورشاه ، رجال کلاه پوستی خود را برداشته و عمامه سفيدرنگی به سر می بندند و بعد از آنکه از حضور شاه خارج شدند دوباره کلاه را به سر می گذارند. در اینجا باید خاطرنشان کنم که تشریفات شرفیابی بحضورشاه زیاد است و در اجرای این تشریفات هم سختگیری زیادی می شود فقط اخيرا مطالعاتی صورت می گیرد تا قسمتها وجزئیاتی از این تشریفات دست و پا گیر و ناراحت کننده حذف شود ،بشرط آنکه از عظمت و شکوه دربار چیزی کم نکند....

    منبع : س-ج-و-بنجامین، ایران و ایرانیان(عصرناصرالدین شاه)،ترجمه محمد حسین کردبچه، تهران، ۱۳۶۳ ،انتشارات جاویدان، صص۸۲-۸۵
    يكشنبه ۲۳ دي ۱۳۹۷ ساعت ۱:۱۵
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت