Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    افسرالدوله دختر ناصرالدین شاه از اولین زن عقدی او در زمان ولیعهدی بود که در سال ۱۲۷۵ متولد و در سال ۱۲۸۶ به عقد ابوالفتح میرزا مؤیدالدوله پسر ارشد سلطان مراد میرزا فاتح هرات در آمد ،شایان ذکر است که دو سال بعد نیز ناصرالدین شاه " سرورالدوله "دختر حسام السلطنه را به عقد پسرش کامران میرزا در آورده و شرح عروسی بسیار باشکوه او را به قلم خود به رشته تحریر در آورد. ذیلاً شرح عروسی افسرالدوله را ناصرالدین شاه با قلم خودش بطور مختصر نقل می کند.
    شرح مختصر عروسی افسرالدوله (دختر شاه) با پسر حسام السلطنه فاتح هرات، به روایت ناصرالدین شاه قاجار


    روز پنجشنبه 6 [شعبان 1286 ] :
    ناهار را دوشان تپه خورده،[بعد به] شهر رفتم، دو ساعت به غروب مانده ،از در شمس العماره وارد دیوانخانه شدیم، خیلی با صفا بود. تولوزون، یحیی خان و غیره، عکاس باشی، موچول خان و غیره بودند. رفتیم تالار خروجی، بلانش اندرون بود، آوردند، پیانوی دم دار 1 پیانوی دمدار: نوعی پیانو که به پیانوی" رویال" معروف بود و پیانوهای تازه که از فرانسه آورده اند ، آنجا گذاشته بودند.آکوردور[؟]کوک می کرد، بلانش آمد، پیانوی دم دار را زد.محقق و آقا علی با چشم بلانش را ... 2 یک کلمه حذف شد. بعد دختر حکیم عثمانلو با مادرش آمد،دختره نشست، قدری پیانو زد،خوب می زد، اما دختره خوشگل نبود.دندانهای زرد داشت، یک خال گوشتی روی لبش بود، روی خال موهای دراز بود، اما لطیف و بازوهای خوب داشت، یک تکه جواهر به او دادم. بعد رفتند. حکیم پدرش هم آمده بود. غروبی آمدم اندرون ، شیرازی کوچکه دمِ اطاق دختر سالار بود، درخت آلوچه را نشان داد، شکوفه کرده بود. همه گربه ها بودند، همه حرمخانه صحیح سالم بودند. چنانچه سابقاً نوشتم حسام السلطنه ، افسرالدوله را برای پسرش عروسی می کرد. از اول شعبان بنای عروسی را گذاشته، شب و روز مشغول بود، همۀ طبقات را دعوت کرد، تا شب 13 شعبان که عروس را بردند، ما در تالار شمس العماره شام خوردیم. همۀ زنها بودند، بعد از شام آنجا عروس را آوردند، بعد رفتند، ما هم با زنها رفتیم بالای شمس العماره، کوچه و بام و برزن مملو از مرد و زن بود. چراغدان خوبی، آتش بازی زیادی بود، خیلی از بالا تماشا داشت، مهتاب هم بود. عروس را از کوچه آلا قاپوی جدید ارک بردند، از دروازه ناصری وارد کردند، آوردند زیر شمس العماره، آقاسلیمان خواجه، عروس را که در کالسکه بود نگاه داشته، که داماد باید استقبال بیاید، خیلی ایستادند. بالاخره داماد کوچک ،قبای قرمز پوشیده، چماق دارهای زیاد در جلو با کمال عجله آمده، رفتند، نزدیک کالسکه، بعد با کمال عجله بر گشتند، بعد عروس را بردند، ساعت 6 بود. ما هم برگشتیم رفتیم خوابیدیم.
    روز 14 شعبان: صبح زود در اطاق آینه کاری معروف به اطاق والده شاه از خواب برخاستیم به عزم اسب دوانی......




    ۱. پیانوی دمدار: نوعی پیانو که به پیانوی" رویال" معروف بود
    ۲. یک کلمه حذف شد.
    شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۸
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت