.....آنقدر باصفا بود که حساب نداشت ، یکباره از پشت و وسط این گلها دخترها و خانمهای خوشگل مثل پری بیرون می آمدند ، باز پنها ن می شدند....
زنهای کوچه و بازار از نگاه ناصرالدین شاه قاجار در سفر نامه های فرنگستان:
ناصر الدین شاه در طول هر سه سفر توجه خاصی به زنان هر دیار داشته ، چه به طور جمعی و چه موردی به توصیف آنها پرداخته است.
ذیلا به خاطرات او مراجعه و بعضی موارد از وصف زنان کوچه و بازار در فرنگستان از نگاه و قلم شاه قاجار ارائه می شود:
-وارد حاجی طرخان شدیم ، صبح که برخاستیم چشمم را باز کردم دیدم از دریای بزرگ خلاص شده به رودخانه وسیعی که اسمش ولگاست رسیده ایم و عجب صفایی دارد ... زنهای اینجا مثل تهران و عراق همه چار قد دارند و بسیار بدگل و کثیف هستند . (1 ،285 )
-تفلیس ؛ زنهای نجبای گرجی از اطراف و ییلاقات جمع شده بودند ،برای تماشا آمده بودند، در میانشان خوشگل زیاد بود ، زنهای گرجی به خوشگلی معروف هستند ، لباس زنهای گرجی هم بسیار قشنگ است ،شبیه لباس زنهای فرنگ است ، اما اختلاف زیاد دارد و می توان گفت قشنگ تر است (1 ،381).
- نخجوان ؛ دخترها و زنهای ارمنی و مسلمان خیلی خیلی خوشگل داشت ، بسیار خوب بودند (2 ،ص 238)، تا رسیدیم ب نخجوان ... امین الطلطان پیغام داد که یک دختر بهمن میرزا اینجاست می خواهد شما را ببیند ... دیدم زن بسیار خوشگل گردن و سینه باز با چارقد زری ، زیر جامه بلند زری ، یک نیم تاج الماس بسیار بزرگی اعلی به سرش ، انگشتر زمرد دور فیروزه به کله سرش زده ، انگشتر زیادی در دستهایش بود ، وارد شد و هیچ از مردها ملاحظه نکرده، بنا کرد به صحبت کردن ، زبان روسی و ترکی و فارسی می داند ، مادرش چرکس است ...(5،ص72 و 73)
-روسیه – پطروهوف ؛ خانمهای بسیار بسیار خوشگل داشت . توی باغ توی خیابانها می گشتند ، مثل پری ، اما چه فایده چه فایده (1، ص310) .
- روسیه – آقستفا ؛ زن خوشگل هیچ نبود و من ندیدم ، مگر یک زن بسیار خوشگل که با یک زن پیری که نمی دانم مادر یا خاله اش بود که هر دو مدتی در جلو واگن ما ایستاده بودند و بسیار زن خوشگل بود ، مثل زنهای خوبی که در فرنگستان دیدیم بود ، خیلی نقل داشت (5، ص55)
– ولاد قفقاز – شهر کیس لاکل ؛ یک زن فرنگی در آنجا دیدم که کلاه سبدی در سر داشت ، به قدری خوشگل بود که حساب ندارد ، اگر هزار امپریال می فروختند من می خریدم ، هیچ به این خوشگلی آدم نمیشود . زنهای اینجا چندان خوشگل نیستند مثل قالموق می مانند ، نمی دانم این زنکه کجا بود که آنقدر خوشگل اتفاق افتاده بود (3،ص110 )
-ریازان ؛... اینجا یک زن سفید خوشگل خوش اندام خوش چشم و ابروی که تور سیاه در رو داشت دیدیم . فتبارک لله احسن الخالقین ( 3،ص134)
- لهستان – ورشو ؛ رفتیم [به اکسپوزسیون زنها ]... زنها و دخترها همین طور فال فال نشسته بودند . جاهای مخصوص داشتند [به ]انواع صنایع حرف و ... غیره و غیره مشغول بودند ولی صنایع عمده و صحیح اکسپوزسیون ،خلقت خوشگل و مقبولی آنها بود که در حقیقت اکسپوزیسیون خوشگلها بود ، الحق چند نقر خوشگل داشت که خیلی نقل داشت ، افسوس که دست ما به آنها نمی رسید .
خلاصه هه جا را گردش کردیم ، دخترها دور ما را گرفته بودند می خندیدند و حرف می زدند (3،ص162 )
- دختر یهودی خوشگلی که دیشب در تاتر دیده بودیم با برادرش آمده بود ، دم در میرزا رضا خان آنها را آورد . در باغ نشستند ، خیلی می خواست پیش ما بیاید ، ما حقیقت نخواستیم ، گفتیم برود ، پنج امپریال با دو اشرفی که صورت خودمان را داشت با پنج شش دو هزاری ایران به او دادیم رفت ، خوشگل دختری بود و زیاد میل داشت به حضور بیاید ، نخواستیم .
– دختر یهودی که پنج شش امپریال اشرفی به او دادیم او را مایوس نمی کردیم [ بهتر بود ] ... .حقیقت خبط شد . پول مفتی گرفت و رفت ، حیف شد (ص ص205).
-سرحد بین مجارستان و ارمنستان ؛ اهالی اینجاها بسیار کثبف و رعیت فقیر بدلباس دارد و چرک ، زنها هم مثل دهاتیهای ایران چهار قد رنگ به رنگ در سر دارند ...زنها خوشگل نیستند . بعضی سفید و مثل ترکمان هستند.(5،ص21 )
- مجارستان ؛ جمعیت زیادی آنجا جمع شده بودند ، باز زنهای کوتاه قد و غوزی، چشم درد کن خیلی دیدیم . این مجاریها فرنگی زورکی هستند ، هیچ به فرنگی نمی مانند ، خودشان یک مملکت دیگری هستند ، به زور خودشان را فرنگی کرده اند ، به عینه مشرق زمینی هستند اما زن خوشگل و آدم خوشگل هم که توی اینها پیدا می شوند خیلی نقل دارند و خوب هستند .(5،ص11 )
- هلند ؛ زنهای بسیار خوشگل دیده می شود باز زیاد خوشحال هستند و از آمدن ما اظهار شعف می کنند می خندند .(3،ص282)
- زنهای خیلی خوشگل ، دخترهای خوشگل در آنجا زیاد دیده می شود ، به خصوص کنیزها که همه لباسهای مخصوص دارند شناخته می شوند ، همه جوان و خوشگل ، دو دختر بودند که مجدالدوله نشان کرده بود به ما نمود ، زیاد خوشگل نبودند ، مجدالدوله اینها را دیده بود واله شده بود . به طوریکه می گفت مرخصی بگیرم پیش اینها بمانم ، خیلی خندیدیم ،این دخترها را دیدیم که در کنار رودخانه و خیابان می دویدند که از راه دیگر باز به اسکله جلو ما بیایند و خیلی تند و چابک بودند که هیچ وقت در ایران ندیده ایم دختر این قدر تند و چابک و نفس دار باشد ، مگر گاهی در دهات و ییلاقها مثل پشند و غیره دیده شود دختر این طور بدود .(3،ص268 )
-بروکسل ؛ در شهر [بروکسل ] زن خوشگل هیچ ندیدم ، بسیار عجیب است ، خلقت اینجا از زن و مرد بدگل است.(1،ص349 )
- آلمان ؛ توی خیابانها از لای درختها زنهای بسیار بسیار خوشگل با خنده های خوب همراهی می کردند ، آدم دیوانه می شد .(1 ،ص332 )
- یک زن چشم و ابرو سیاه ابروی پیوسته توی کالسکه دیدم که از اول آمدن فرنگ الی حال به این خوبی زن ندیده بودم ، بسیار افسوس خوردم ، بعضی از زنهای فرنگ حالا مثل ایرانیها چتر می زنند . آنقدر خوب است که حساب ندارد.(1 ص337 )
- زن معتبری که خوب پیانو می زد آوردند زن سفید خوش قامتی بود قدری پیانو زد . .(1 ص338 )
- زنهای خوب بود ، به خصوص دختری بود که همچه چیزیی نمی شود ، واقعا حسرتش در دل ماند ، دختر قونسول بلجیک است . بسیار دختر نازنینی بود ، بسیار نگاه خوب داشت (1.ص 342)
- زنهای بسیار خوشگل امروز در باغ وحش دیدم ، به حسام السلطنه تعریف می کردم ، شعر مناسب خواند ، باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش (1. ص 337)
- شهری نیست که دل را بزند [منظور ویسبادن است ] یک گوشه بسیار خوبی است برای عشاق و اهل عیش . زنهای خوب ، خانمهای خوشگل در این خیابانها و چمنها و کوهها ، پیاده سواره با کالسکه مثل پری در گردش هستند . در حقیقت شهر پریان است (1.ص 340)
- زنها دستمال تکان می دادند از اطراف گل به کالسکه ها می ریختند ، اظهار شادی می کردند و به قدری زنهای خوشگل و دخترهای مقبول در اینجا دیدیم که در هیچ جا ندیده بودیم ، حقیقتا خوشگل بودند ... یک صف زن خوشگل ایستاده بودند، ما یک تفنگ چخماقی را خواستیم امتحان کنیم رو به آنها قراول رفتیم و پایه چخماق را کشیدیم ، زنها ترسیدند ، فرار کردند، فریاد زدند خنده شد ، بامزه بود ، بعد تماشا کردیم (3.ص 240و 242)
- انگلیس ؛ (لندن ) خلاصه معرکه غریبی بود من متصل با سر و دسست تعارف می کردم ، آدم و تماشاچی تمامی نداشت ، جمعیت این شهر را 6 کرور نفس می گویند .زنهای بسیار بسیار بسیار خوشگل دارد اما نجابت و وقار و سنگینی از روی زن و مرد می ریزد(1.ص 354)
- ( در توصیف ویندوزور ) آنقدر باصفا بود که حساب نداشت ، یکباره از پشت و وسط این گلها دخترها و خانمهای خوشگل مثل پری بیرون می آمدند ، باز پنها ن می شدند (1.ص 358)
- (لندن باغ وحش ) زن و مرد زیادی بود ، زنهای خوشگل الی غیرالنهایه ،همه نزدیک ما بودند دو نفر زن خوشگل دو دفعه دویده آمده دست ما را گرفتند مثل چمیکیک[؟] . من خندیدم ، زن و مرد همه خندیدند (1. ص 363)
- (لندن )؛ زن خوشگل خوش لباس زیاد از حد بود ، زیاد خیلی آدم حیران می شد (1. ص 376)
- (حرکت در راه منچستر ) ؛ در اینجا قدری ایستادیم ، زنهای خوشگل دیدیم ، دو دختر بسیار خوشگل آنجا دیدیم ، قدری شباهت به زن ترکمن داشتند ، اینها اغلب شباهت به ترکمن دارند و بر حسن آنها می افزاید (4 .ص 120 )
(فرانسه ، پاریس اکسپوزیسیون ): تمام صاحب دکانها زن بودند و بد گل،پاریس زن خوشگل ،خیلی کم است،زن ومرد پاریس تمام شبیه هستند به ایرانیها ، اخلاقشان ، رنگشان وضعشان ، جثه شان ، همه چیزشان شباهت به ایران دارد ، آن بنیه و خوش ترکیبی که در انگلیس و روس دیدیم هیچ اینجا دیده نمی شود (4 . ص 187و 189)
- باغی در پاریس است که اسمش رامابیل می گویند ... جمیع زنهای هرزه شهر پاریس هر شب آنجا هستند ، با رختهای خوب بزک کرده (1.ص 418)
- [در فرانسه ] ، هر خانواه وخواهر ها و مادر همه یک جور و یک رنگ لباس می پوشند ، در فرنگ ، مثلا چهار خواهر است ، هر چهار مثل هم باید لباس بپوشند ، چیز خوبی است این رسم (1.ص 415)
- جرمن باپس جواهری .. اینجا بود ، زن بسیار خوب مقبول خوشگل داشت که الحق دسته گلی بود توی پارک راه می فت . زن طنازی بود چشم کبودی رنگ پریده ی که با آن رنگ پریده یک آب رنگ خوبی داشت و خیلی جلوه می گرد (4. ص 230 )
- اطریش ، امروز باید برویم به شهر وین ... زن خوشگل هیچ ندیدیم ، بسیار کم ، به ندرت ، آنچه مردو زن و بچه امروز دیدم همه کثیف و رنگهای پریده و اغلب ناخوش بودند، برص و جذام داشتند ، اغلب فقیر بودند ، مثل اهالی شهر زنجان خمسه به نظر می آمد (1. ص 444 )
- در شهر linzکالسکه ها ایستادند . عجب زنهایی دارد این ممکلت که در هیچ جای د نیا دیده نشده است ، دیگر حسن و قشنگی و مقبولی از مملکت نمسه ( اطریش ) بالاتر در جایی نیست . آدم این زنها را می دید بی اختیار دیوانه می شد . خلاصه بر پدر شان لعنت که همه را دیوانه کردند آنقدر زن خوشگل سر راهها دیده شد که به حساب نمی آید ، معرکه غریبی بود . این قدر زن خوشگل نمی دانم از کجا آمده است . لااله الالله (1.س440)
- سوئیس ؛ زنها وخانمهای بسیار بسیار خوشگل اینجا بودند ، از اهل ینگی دنیا و انگلیس و غیره اینجا به سیاحت می آیند ، اهل بلد و غربا خیلی بودند ( 1.ص 424)
منابع :
توجه: منظور از اعداد ارائه شده در ذیل هر پاراگراف و قبل از شماره صفحه، شماره سفر نامه است ، به شرح ذیل:
1 - روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان,به کوشش فاطمه قاضیها، تهران، سازمان اسناد ملی ایران, 1377ش.
2 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر دوم فرنگستان، به کوشش فاطمه قاضیها،تهران، سازمان اسناد ملی ایران, 1379ش.
3 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1369 ، کتاب اول.
4 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1371 ، کتاب دوم
5 - روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1373 ، کتاب سوم
ناصر الدین شاه در طول هر سه سفر توجه خاصی به زنان هر دیار داشته ، چه به طور جمعی و چه موردی به توصیف آنها پرداخته است.
ذیلا به خاطرات او مراجعه و بعضی موارد از وصف زنان کوچه و بازار در فرنگستان از نگاه و قلم شاه قاجار ارائه می شود:
-وارد حاجی طرخان شدیم ، صبح که برخاستیم چشمم را باز کردم دیدم از دریای بزرگ خلاص شده به رودخانه وسیعی که اسمش ولگاست رسیده ایم و عجب صفایی دارد ... زنهای اینجا مثل تهران و عراق همه چار قد دارند و بسیار بدگل و کثیف هستند . (1 ،285 )
-تفلیس ؛ زنهای نجبای گرجی از اطراف و ییلاقات جمع شده بودند ،برای تماشا آمده بودند، در میانشان خوشگل زیاد بود ، زنهای گرجی به خوشگلی معروف هستند ، لباس زنهای گرجی هم بسیار قشنگ است ،شبیه لباس زنهای فرنگ است ، اما اختلاف زیاد دارد و می توان گفت قشنگ تر است (1 ،381).
- نخجوان ؛ دخترها و زنهای ارمنی و مسلمان خیلی خیلی خوشگل داشت ، بسیار خوب بودند (2 ،ص 238)، تا رسیدیم ب نخجوان ... امین الطلطان پیغام داد که یک دختر بهمن میرزا اینجاست می خواهد شما را ببیند ... دیدم زن بسیار خوشگل گردن و سینه باز با چارقد زری ، زیر جامه بلند زری ، یک نیم تاج الماس بسیار بزرگی اعلی به سرش ، انگشتر زمرد دور فیروزه به کله سرش زده ، انگشتر زیادی در دستهایش بود ، وارد شد و هیچ از مردها ملاحظه نکرده، بنا کرد به صحبت کردن ، زبان روسی و ترکی و فارسی می داند ، مادرش چرکس است ...(5،ص72 و 73)
-روسیه – پطروهوف ؛ خانمهای بسیار بسیار خوشگل داشت . توی باغ توی خیابانها می گشتند ، مثل پری ، اما چه فایده چه فایده (1، ص310) .
- روسیه – آقستفا ؛ زن خوشگل هیچ نبود و من ندیدم ، مگر یک زن بسیار خوشگل که با یک زن پیری که نمی دانم مادر یا خاله اش بود که هر دو مدتی در جلو واگن ما ایستاده بودند و بسیار زن خوشگل بود ، مثل زنهای خوبی که در فرنگستان دیدیم بود ، خیلی نقل داشت (5، ص55)
– ولاد قفقاز – شهر کیس لاکل ؛ یک زن فرنگی در آنجا دیدم که کلاه سبدی در سر داشت ، به قدری خوشگل بود که حساب ندارد ، اگر هزار امپریال می فروختند من می خریدم ، هیچ به این خوشگلی آدم نمیشود . زنهای اینجا چندان خوشگل نیستند مثل قالموق می مانند ، نمی دانم این زنکه کجا بود که آنقدر خوشگل اتفاق افتاده بود (3،ص110 )
-ریازان ؛... اینجا یک زن سفید خوشگل خوش اندام خوش چشم و ابروی که تور سیاه در رو داشت دیدیم . فتبارک لله احسن الخالقین ( 3،ص134)
- لهستان – ورشو ؛ رفتیم [به اکسپوزسیون زنها ]... زنها و دخترها همین طور فال فال نشسته بودند . جاهای مخصوص داشتند [به ]انواع صنایع حرف و ... غیره و غیره مشغول بودند ولی صنایع عمده و صحیح اکسپوزسیون ،خلقت خوشگل و مقبولی آنها بود که در حقیقت اکسپوزیسیون خوشگلها بود ، الحق چند نقر خوشگل داشت که خیلی نقل داشت ، افسوس که دست ما به آنها نمی رسید .
خلاصه هه جا را گردش کردیم ، دخترها دور ما را گرفته بودند می خندیدند و حرف می زدند (3،ص162 )
- دختر یهودی خوشگلی که دیشب در تاتر دیده بودیم با برادرش آمده بود ، دم در میرزا رضا خان آنها را آورد . در باغ نشستند ، خیلی می خواست پیش ما بیاید ، ما حقیقت نخواستیم ، گفتیم برود ، پنج امپریال با دو اشرفی که صورت خودمان را داشت با پنج شش دو هزاری ایران به او دادیم رفت ، خوشگل دختری بود و زیاد میل داشت به حضور بیاید ، نخواستیم .
– دختر یهودی که پنج شش امپریال اشرفی به او دادیم او را مایوس نمی کردیم [ بهتر بود ] ... .حقیقت خبط شد . پول مفتی گرفت و رفت ، حیف شد (ص ص205).
-سرحد بین مجارستان و ارمنستان ؛ اهالی اینجاها بسیار کثبف و رعیت فقیر بدلباس دارد و چرک ، زنها هم مثل دهاتیهای ایران چهار قد رنگ به رنگ در سر دارند ...زنها خوشگل نیستند . بعضی سفید و مثل ترکمان هستند.(5،ص21 )
- مجارستان ؛ جمعیت زیادی آنجا جمع شده بودند ، باز زنهای کوتاه قد و غوزی، چشم درد کن خیلی دیدیم . این مجاریها فرنگی زورکی هستند ، هیچ به فرنگی نمی مانند ، خودشان یک مملکت دیگری هستند ، به زور خودشان را فرنگی کرده اند ، به عینه مشرق زمینی هستند اما زن خوشگل و آدم خوشگل هم که توی اینها پیدا می شوند خیلی نقل دارند و خوب هستند .(5،ص11 )
- هلند ؛ زنهای بسیار خوشگل دیده می شود باز زیاد خوشحال هستند و از آمدن ما اظهار شعف می کنند می خندند .(3،ص282)
- زنهای خیلی خوشگل ، دخترهای خوشگل در آنجا زیاد دیده می شود ، به خصوص کنیزها که همه لباسهای مخصوص دارند شناخته می شوند ، همه جوان و خوشگل ، دو دختر بودند که مجدالدوله نشان کرده بود به ما نمود ، زیاد خوشگل نبودند ، مجدالدوله اینها را دیده بود واله شده بود . به طوریکه می گفت مرخصی بگیرم پیش اینها بمانم ، خیلی خندیدیم ،این دخترها را دیدیم که در کنار رودخانه و خیابان می دویدند که از راه دیگر باز به اسکله جلو ما بیایند و خیلی تند و چابک بودند که هیچ وقت در ایران ندیده ایم دختر این قدر تند و چابک و نفس دار باشد ، مگر گاهی در دهات و ییلاقها مثل پشند و غیره دیده شود دختر این طور بدود .(3،ص268 )
-بروکسل ؛ در شهر [بروکسل ] زن خوشگل هیچ ندیدم ، بسیار عجیب است ، خلقت اینجا از زن و مرد بدگل است.(1،ص349 )
- آلمان ؛ توی خیابانها از لای درختها زنهای بسیار بسیار خوشگل با خنده های خوب همراهی می کردند ، آدم دیوانه می شد .(1 ،ص332 )
- یک زن چشم و ابرو سیاه ابروی پیوسته توی کالسکه دیدم که از اول آمدن فرنگ الی حال به این خوبی زن ندیده بودم ، بسیار افسوس خوردم ، بعضی از زنهای فرنگ حالا مثل ایرانیها چتر می زنند . آنقدر خوب است که حساب ندارد.(1 ص337 )
- زن معتبری که خوب پیانو می زد آوردند زن سفید خوش قامتی بود قدری پیانو زد . .(1 ص338 )
- زنهای خوب بود ، به خصوص دختری بود که همچه چیزیی نمی شود ، واقعا حسرتش در دل ماند ، دختر قونسول بلجیک است . بسیار دختر نازنینی بود ، بسیار نگاه خوب داشت (1.ص 342)
- زنهای بسیار خوشگل امروز در باغ وحش دیدم ، به حسام السلطنه تعریف می کردم ، شعر مناسب خواند ، باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش (1. ص 337)
- شهری نیست که دل را بزند [منظور ویسبادن است ] یک گوشه بسیار خوبی است برای عشاق و اهل عیش . زنهای خوب ، خانمهای خوشگل در این خیابانها و چمنها و کوهها ، پیاده سواره با کالسکه مثل پری در گردش هستند . در حقیقت شهر پریان است (1.ص 340)
- زنها دستمال تکان می دادند از اطراف گل به کالسکه ها می ریختند ، اظهار شادی می کردند و به قدری زنهای خوشگل و دخترهای مقبول در اینجا دیدیم که در هیچ جا ندیده بودیم ، حقیقتا خوشگل بودند ... یک صف زن خوشگل ایستاده بودند، ما یک تفنگ چخماقی را خواستیم امتحان کنیم رو به آنها قراول رفتیم و پایه چخماق را کشیدیم ، زنها ترسیدند ، فرار کردند، فریاد زدند خنده شد ، بامزه بود ، بعد تماشا کردیم (3.ص 240و 242)
- انگلیس ؛ (لندن ) خلاصه معرکه غریبی بود من متصل با سر و دسست تعارف می کردم ، آدم و تماشاچی تمامی نداشت ، جمعیت این شهر را 6 کرور نفس می گویند .زنهای بسیار بسیار بسیار خوشگل دارد اما نجابت و وقار و سنگینی از روی زن و مرد می ریزد(1.ص 354)
- ( در توصیف ویندوزور ) آنقدر باصفا بود که حساب نداشت ، یکباره از پشت و وسط این گلها دخترها و خانمهای خوشگل مثل پری بیرون می آمدند ، باز پنها ن می شدند (1.ص 358)
- (لندن باغ وحش ) زن و مرد زیادی بود ، زنهای خوشگل الی غیرالنهایه ،همه نزدیک ما بودند دو نفر زن خوشگل دو دفعه دویده آمده دست ما را گرفتند مثل چمیکیک[؟] . من خندیدم ، زن و مرد همه خندیدند (1. ص 363)
- (لندن )؛ زن خوشگل خوش لباس زیاد از حد بود ، زیاد خیلی آدم حیران می شد (1. ص 376)
- (حرکت در راه منچستر ) ؛ در اینجا قدری ایستادیم ، زنهای خوشگل دیدیم ، دو دختر بسیار خوشگل آنجا دیدیم ، قدری شباهت به زن ترکمن داشتند ، اینها اغلب شباهت به ترکمن دارند و بر حسن آنها می افزاید (4 .ص 120 )
(فرانسه ، پاریس اکسپوزیسیون ): تمام صاحب دکانها زن بودند و بد گل،پاریس زن خوشگل ،خیلی کم است،زن ومرد پاریس تمام شبیه هستند به ایرانیها ، اخلاقشان ، رنگشان وضعشان ، جثه شان ، همه چیزشان شباهت به ایران دارد ، آن بنیه و خوش ترکیبی که در انگلیس و روس دیدیم هیچ اینجا دیده نمی شود (4 . ص 187و 189)
- باغی در پاریس است که اسمش رامابیل می گویند ... جمیع زنهای هرزه شهر پاریس هر شب آنجا هستند ، با رختهای خوب بزک کرده (1.ص 418)
- [در فرانسه ] ، هر خانواه وخواهر ها و مادر همه یک جور و یک رنگ لباس می پوشند ، در فرنگ ، مثلا چهار خواهر است ، هر چهار مثل هم باید لباس بپوشند ، چیز خوبی است این رسم (1.ص 415)
- جرمن باپس جواهری .. اینجا بود ، زن بسیار خوب مقبول خوشگل داشت که الحق دسته گلی بود توی پارک راه می فت . زن طنازی بود چشم کبودی رنگ پریده ی که با آن رنگ پریده یک آب رنگ خوبی داشت و خیلی جلوه می گرد (4. ص 230 )
- اطریش ، امروز باید برویم به شهر وین ... زن خوشگل هیچ ندیدیم ، بسیار کم ، به ندرت ، آنچه مردو زن و بچه امروز دیدم همه کثیف و رنگهای پریده و اغلب ناخوش بودند، برص و جذام داشتند ، اغلب فقیر بودند ، مثل اهالی شهر زنجان خمسه به نظر می آمد (1. ص 444 )
- در شهر linzکالسکه ها ایستادند . عجب زنهایی دارد این ممکلت که در هیچ جای د نیا دیده نشده است ، دیگر حسن و قشنگی و مقبولی از مملکت نمسه ( اطریش ) بالاتر در جایی نیست . آدم این زنها را می دید بی اختیار دیوانه می شد . خلاصه بر پدر شان لعنت که همه را دیوانه کردند آنقدر زن خوشگل سر راهها دیده شد که به حساب نمی آید ، معرکه غریبی بود . این قدر زن خوشگل نمی دانم از کجا آمده است . لااله الالله (1.س440)
- سوئیس ؛ زنها وخانمهای بسیار بسیار خوشگل اینجا بودند ، از اهل ینگی دنیا و انگلیس و غیره اینجا به سیاحت می آیند ، اهل بلد و غربا خیلی بودند ( 1.ص 424)
منابع :
توجه: منظور از اعداد ارائه شده در ذیل هر پاراگراف و قبل از شماره صفحه، شماره سفر نامه است ، به شرح ذیل:
1 - روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان,به کوشش فاطمه قاضیها، تهران، سازمان اسناد ملی ایران, 1377ش.
2 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر دوم فرنگستان، به کوشش فاطمه قاضیها،تهران، سازمان اسناد ملی ایران, 1379ش.
3 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1369 ، کتاب اول.
4 -روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1371 ، کتاب دوم
5 - روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان, به کوشش دکتر محمداسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، تهران ،1373 ، کتاب سوم
يكشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۹