Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
آخرین نوشته ها
لینک های روزانه

    ......امیر کبیر می دانست که باید شروع به اقداماتی جدی کند تا گردنکشان بترسند و دست از کار خود بردارند. به همین جهت با شدت عمل به سرکوبی آنها پرداخت. بزودی سرهای زیادی از بدنها جدا شد و افراد شرور، شلاق خوردند و همه فهمیدند که با امیر شوخی نمی توان کرد و بدین ترتیب نظم و ترتیب دوباره در کشور مستقر شد


    پایان دادن امیر کبیر به شورش، طغیان و بی نظمی و... در ابتدای صدارت


    هینریش بروگش شرق شناس معروف در کتاب خود به نام " سفری به در بار سلطان صاحبقران راجع به امیر کبیر مطالبی نقل می کند که بخشی از آن چنین است
    ....مهمترین کار امیر کبیر پس از عهده دار شدن مقام صدراعظمی این بود که بینظمی و شورش و طغیانی را که در سراسر کشور شروع شده بود پایان دهد. قتل و غارت و راهزنی و دزدی در جاده ها و داخل شهر يك امر عادی و روزمره شده بود و کسی که از خانه اش خارج می شد امید نداشت که شب سالم به خانه بازگردد. لوطیهای محل، کوچه و خیابانها را قرق کرده، مردم را می کشتند و مجروح می کردند. در ولایات نیز حکام، مرگ شاه را فرصتی برای اعمال زور و غارت اموال مردم یافته بودند و ایلات و عشایر هم از پرداخت مالیات و عوارض خودداری می کردند و خلاصه شاه جوان و صدراعظم کاردان او با وضعی مواجه شده بودند که در ایران کمتر سابقه داشت و بدون تغییر این وضع هیچ کاری امکان پذیر نبود.
    امیر کبیر می دانست که باید شروع به اقداماتی جدی کند تا گردنکشان بترسند و دست از کار خود بردارند. به همین جهت با شدت عمل به سرکوبی آنها پرداخت. بزودی سرهای زیادی از بدنها جدا شد و افراد شرور، شلاق خوردند و همه فهمیدند که با امیر شوخی نمی توان کرد و بدین ترتیب نظم و ترتیب دوباره در کشور مستقر شد و امیر کبیر بلافاصله دست به اقدامات اصلاحی و رفرمهایی زد که موجب تعجب و حیرت مردم ایران و حتى اعجاب خارجیان شد. آنها هرگز چنین اقداماتی را از امیر انتظار نداشتند.
    امیر مبارزه جدی و بی امانی را با دزدی و فساد در تمام شئون کشور آغاز کرد. کارمندان دولت و سربازان که مدتها حقوق نگرفته بودند و حقوق آنها را مقامات بالا و فرماندهانشان می خوردند، به طور مرتب این حقوق را دریافت کردند. دست دزدان را از کارها کوتاه کرد و خودش به تنظیم لیست مالیاتها پرداخت. با لغو مالیاتهای غیر لازم که از طبقات ضعیف می گرفتند، مالیاتهای جدیدی وضع کرد و ترتیبی داد که این مالیاتها به طور جدی وصول شود. پست را در ایران به وجود آورد و در راههای کشور ایستگاههای پستی و چاپارخانه هایی تأسیس کرد که به مسافران اسب می دادند و کاروانسراهایی ساخت که مسافران بتوانند در آنها شب را بگذرانند. جاده ها و پلهای زیادی در سراسر کشور ساخت و با ایجاد پاسگاهها و قراولخانه ها در طول راهها، راهزنی را ریشه کن کرد و از همه مهمتر در صدد تجدید حیات صنعت و تجارت و استفاده از معادن و منابع کشور بر آمد. امیر از فرنگیها خوشش نمی آمد و به آنها هرگز روی خوش نشان نمی داد ولی این مانع از آن نمی شد که از اختراعات جدید و پیشرفتهای علمی فرنگستان در پیشرفت و ترقی صنایع ایران استفاده نکند. .......او با آنکه برای پیشرفت و ترقی کشور فوق العاده کار می کرد و مردی عدالت طلب بود که با هر بیعدالتی مخالفت می کرد، به علت جدی بودن و سختگیری در کارها مورد رضایت اطرافیان و مخصوصا در باریان شاه که او را سد راه منافع خود می دیدند قرار نداشت. درباریان مشغول تحريك و دسیسه علیه او شده بودند و ذهن شاه را نسبت به وزیر بزرگ خود مشوب می کردند. امیر با آنکه خطر را دوستانش به او هشدار می دادند در صدد رفع آن برنمی آمد و آنقدر به خود مغرور بود و به شاه اعتماد داشت که بدون توجه به این تحریکات، اقدامات خود را به طور جدی ادامه می داد، مخصوصا که با خواهر شاه هم ازدواج کرده بود و با این وصلت خود را کاملا در امان تصور می کرد. اما دامنه تحریکات روز بروز گسترش پیدا می کرد و حتی به داخل حرمسرای شاه هم که امیر با سیاست صرفه جویی در مخارج، از حقوق و مزایای زنان حرم کاسته بود، کشیده شد و مهدعلیا مادر شاه در رأس محرکین قرار گرفت. این تحریکات و دسیسه ها رفته رفته در شاه اثر خود را بخشید و وقتی امیرکبیر متوجه وخامت اوضاع شد .......که شاه فرمان داد امیرکبیر را از تهران به کاشان تبعید و در قصر فین نگهداری کنند.
    در این تبعیدگاه همسر امیر که خواهر ناصرالدین شاه بود مانند فرشته محافظی دائما از امیر و جان او مراقبت می کرد و لحظه ای از او جدا نمی شد. در آنجا امیر و اطرافیانش انتظار داشتند که شاه از کار خود پشیمان بشود و بار دیگر بر سر لطف آید و امیر از تبعیدگاه به تهران بازگردد. ولی این انتظار بیهوده بود و ستاره بخت امیر افول کرده بود و تلاش سودی نداشت. ناصرالدین شاه در این میان چند بار حکم قتل صدراعظم سابق و شوهر خواهر خود را نوشته و امضا کرد ولی بعد پشیمان شد و آنها را پاره کرد و دور ریخت تا آنکه روزی بالاخره برای چندمین بار این حکم را نوشت و امضا کرد و به دست فراشباشی خود داد .........


    سفری به دربار سلطان صاحبقران،دکتر هینریش بروگش، ترجمه مهندس محمد حسین کرد بچه، تهران انتشارات اطلاعات صص268 - 269
    چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ ساعت ۳:۱۱
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت