Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    دو شب هم زن شهری آمدند پائین توی تکیه نشستند،مرد هم زیاد بود،پیشخدمتها هم هر شب بودند. بعد از دو شب آمدن زن موقوف شد. همان مردها و صاحب منصبها و غیره می آمدند. صدر اعظم هم هر شب بود، تعزیه های خوب در می آوردند، روضه خوان ها هم عوض روز قبل از تعزیه می خواندند.
    محرم 1289 ه. ق ،به روایت ناصرالدین شاه:
    تهران در دوران قاجار حاوی تکایای بسیاری بود که در دهه عاشورا و سایر روزهای عزاداری مورد استفاده عزاداران حسینی قرار می گرفت. مهم‌ترین تکیه تهران که اینک اثری از آن باقی نمانده، تکیه دولت تهران بو د . تکیه دولت در دوره محمد شاه قاجار و به امر حاجی میرزا آقاسی ساخته شد ،و پس از آن به دستور ناصرالدین شاه، تکیه دیگری به همین نام در ضلع شرقی کاخ گلستان بنا شد. تکیه دولت و یا تکیۀ بزرگ شاهی بنایی بود که برای اجرای تعزیه و برگزاری مراسم سوگواری و روضه‌خوانی ایام عاشورا در تهران برپا شد و ساخت آن از 1285 تا حدود 1290 به طول انجامید. ناصرالدین شاه مراسم عزداری عاشورا را در اینجا برپا و هر ساله خاطرات خود راازین مراسم به رشته تحریر در می آورد، گاهی باتفصیل و گاهی خلاصه. ذیلا خاطرات ناصرالدین شاه در دهه عاشورای سال 1289 ه.ق یعنی یکسال قبل از پایان بنای تکیه مذکور تقدیم می شود:
    محرم رسید و سنه تغییر کرد، شد سنه 1289:
    تکیه دولت حاجی میرزا آقاسیِ قدیم ، باز بسته شد،به اهتممام عضدالملک و علاءالدوله. پسر ملک التجار مرحوم سقاخانه پدرش را بسته بود 1 در این متن مراد ناصرالدین شاه از بسته شدن ، برپا کردن و برقرار کردن است. ،امین الملک سقا خانه خودش را بسته بود، سقاخانه حاجی علی مرحوم را ، پسرش امسال نبسته بود، از جانب دولت بسته بودند، صدر اعظم و سایر رجال دولت، شاهزادگان و غیره، همه حجرات خود را بسته بودند، بسیار خوب،با زینت ،بلور شال وغیره.
    وزیر دول خارجه [سعید انصاری ملقب به مؤتمن‌الملک] هم الحمدلله زنده است، اما با نقاهت و ضعف زیاد، حجره خود را هم بسته بود. یک روز هم ترکیب غریبی آمد، از توی تکیه رفت به حجره اش نشست، زیاد خنده داشت. وزیر فطرتاً وقار و تمکین داشت ، نقاهت و ضعف هم بر وقار افزوده شده بود، دیگر راه نمی رفت و بطوری راست و یواش می رفت ، مثل آدم مقوائی که کوک کرده باشند، شاهزاده اعتضاد، حشمت الدوله ، نصرت الدوله، اغلب مردم، همه روزه بودند، صدر اعظم هر روزه در حجره خودش می نشست ،امنای دولت و شاهزاده ها، آنجا جمع می شدند. یک روز هم گویا 8 [محرم] بود، صدر اعظم ضعف کرد، در تکیه گرما زده شده بود، بردند اطاق نظام ، الحمدلله خوب شد.
    امین الملک[پاشا خان وزیر عدلیه و امین شورا ] همه روزه روی نیمکت خودش می نشست، اشخاص مختلفه پیش او می نشستند، مثل محمد تقی خان گشاد، پسر والی کردستان قدیم، پسر امین حضور، مقوم دیوان،رضا قلی خان قزوینی، گاهی حاجی میرزا حسن خان..،امین حضور،عرفانچی، موچول خان، ناصر قلی خان که تازه از خمسه آمده است، یک روز هم آقا خان تلخ بود ، در زیر بالا خانه ما ، روی نیمکت جلو سقا خانه ملک التجار، پیشخدمتهای ما کلاً همه روزه با سیاچی میاچیها و غیره و بعضی اقراط می نشستند،آخر طوری شد که رسوائی شد، اقراط را دواندند، پیشخدمتهای معقول ماندند. ظل السلطان، نایب السلطنه در گوشواره اطاق با هم می نشستند. ما هم هر روزه به بالا خانه های حرم می رفتیم، گردش می کردیم، کل حرمها بعلاوه خویش و اقوامشان بودند.
    بعد از گردش می نشستیم، میرزا علی محقق و غیره، انتخاب شعر شیخ می شد، و صحبت می شد، دسته میرزا محمد تقی تعزیه می خواند،زینب خوان، همیشه هست، خوب هم می خواند. خدا مراد، شمر،ابن سعد ،ابراهیم بیگ که فرنگی می شود وغیره همه مثل هر ساله بودند، علی اکبر خوان و عروس قاسم خوش خوانی داشتند. غلامحسین هم بود.خلاصه یک ساعت و نیم کمتر به غروب مانده، تکیه بهم می خورد.
    در دهه عاشورا همه روزه هوا صاف و بی باد بود، به هیچ وجه نقصی نداشت. روزهای اول الی 3 در حضور روضه می خواندند، مثل هر سال. اما در حیاط خزانه قدیم که یک طرفش را علاء الدوله تالار بزرگی با گوشواره ها و غیره ساخته است، پوشی تازه هم دوخته است کشیده بودند، تکیه شده بود، جایی چون تکیه بود و قابل، حکم شد ، بلور و شال و غیره ببندند، چهلچراغ و اسباب زیاد از انبارها آوردند، در دوسه روز بسته شد. تکیه شد مثل بهشت، نه بزرگ نه کوچک، به اندازه. روزها روضه خانی آنجا موقوف شد، شبها تعزیه در می آوردند، سه ساعت از شب رفته می آمدیم، ساعت پنج شش از شب رفته تمام می شد،جای زیادی برای حرم هم بود.کل زنها می آمدند، از راهی که کسی نمی دید بالا می رفتند، می نشستند. پرده مفتولی همه جا کشیده بودند، زنها پشت مفتولی بودند، والده شاه هم یک شب آمد، زنهای غریبه هم بودند. دو شب هم زن شهری آمدند پائین توی تکیه نشستند،مرد هم زیاد بود،پیشخدمتها هم هر شب بودند. بعد از دو شب آمدن زن موقوف شد. همان مردها و صاحب منصبها و غیره می آمدند. صدر اعظم هم هر شب بود، تعزیه های خوب در می آوردند، روضه خوان ها هم عوض روز قبل از تعزیه می خواندند. همه بودند، آقا سید حسن با اتباع، سید جعفر، سید عباس، آقا سید محمد، سلطان الذاکرین بد خوان، حاجی ملا باقر،سید زالوی نظر بیگ جدید، آقا سید ابو طالب و غیره و غیره. پسر تلخ میرزا ..شیخی که واقعا عجب تلخ است ،تازه آمده است.میرزا حیدر علی اصفهانی تازه آمده است، سابق نقال و درویش بوده است، خوب می خواند، ملا علی اکبر حجله خوان را هم امسال یک روز آوردند خواند ، عجب خوب روئی است. دسته سینه زن فراشها امسال فارسی می خواندند، نوحه را، تازگی داشت.
    روز 3 [محرم] بود، در تکیه مخصوص نشسته بودم، روضه می خواندند،بوی سوخته شنیدم، هی به محمد علی خان و غیره گفتم بوی سوخته می آید، گفتند خیر چیزی نیست، در تکیه از این بوها بسیار است، آخر اصرار کردم، رفتند بالای بام، معلوم شد،جرقه آتش بخاری ماپوش را سوزانده است که اگر دقیقه ای دیر تر خبر می شدند کل پوش آتش می گرفت.
    روز 4 [محرم]: صبح سوار شدیم، رفتیم دوشان تپه، خیال سواری به شکار نداشتم، یکبار دیدم سواری از سمت سه تپه، دوان دوان می آید، تا رسید معلوم شد آدم میر شکار است، از دره ترکمانها فرستاده است که شکار هست، ما هم لابد به تعجیل راندیم، سیاچی ، آقا وجیه ، میرزا عبدالله، محقق، امین حضور و ابراهیم خان بودند، بسیار بزحمت رفتم،میر شکار را بالای کوه دیدم، گردن و گوش بسته، با صادق ، امروز بعد از .. پلنگ تاز ه بیرون آمده است، گفت قوچ هست، زدم رفتم تا نزدیک سه پایه،دسته شکاری بود.

    چون باد همچه به شهر رفتیم که به تکیه دولت برسیم، چندان دل به شکار ندادیم ، در حقیقت عمدًا شکار ها را گریزاندیم، بعد به تعجیل راندیم برای شهر، سه ساعت به غروب مانده، به تکیه دولت رسیدیم. 0خلاصه الحمدلله در محرم خوش گذشت، روز چهار شنبه که روز عاشورا بود، سه ساعت و پنجاه و پنج دقیقه از دسته گذشته تحویل حمل شد و عید نوروز بود، ما الحمدلله در خواب بودیم و از تکلیف و زحمت سلام تحویل آسوده و خلاص.
    فصل گل بنفشه و بیدمشگ بود، روز عاشورا در چال حصار تعزیه هفتاد و دو تن موقوف شد و قتل بریده نشد در آنجا، در تکیه دولت تعزیه بسیارخوب در آوردند، بعضی اقراط و پیشخدمتهای معینه چهل و یک منبر را باز رفته بودند.
    روز 11 [محرم] الحمدلله باران شدیدی آمد که ناودانها کار کرد، تکیه کوچک را الی شب 11 تعزیه خواندند، هفت شب به همه جهت تعزیه در آوردند.
    امین السلطان 2 محرم رفت به دیر و مسیله، بعضی کارها از قبیل دزد بگیری و غیره داشت، عاشورا را هم به قم رفته بود.
    در ایام دهه والی، عموی معیرالممالک در شیراز ناخوش شد، همه روزه والی زاده تلگرافهای زیادی می کرد به شیراز و احوال والی را به عرض می رساندند، بالاخره شب 11 محرم فوت شد در شیراز، اوقات معیر، به شدت تلخ شد. خواهر عرفانچی، دختر ماه..بالا خانم در 3 یا 4 محرم فوت شد. آقا جلال .. کافر مادر قحبه هم الحمدلله روز 11 فوت شد، به درک واصل شد، مانکچی گبر را وکیل وصی خود کرده است، لعنت الله علیه. حاجی علی اکبر له له توران آغا هم همان روز فوت شد. خواهر والی خان زن عبدالحسین خان هم اواخر ذیحجه فوت شد. حسینعلی حمامی ما پسر جعفر حمامی، مدتی بود ناخوش بود فوت شد.
    ببری خان مدتی آبستن بود، شب 9 محرم زائید، پنج بچه، دوتا مُرد،سه تای دیگر هست،یکی چیتی ، دوتا ببری .
    منبع: روزنامه ایران / شماره : 6911 ۶ آبان ۱۳۹۷





    ۱. در این متن مراد ناصرالدین شاه از بسته شدن ، برپا کردن و برقرار کردن است.
    يكشنبه ۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱:۴۱
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت