Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    .....سه روز قبل از این چند نفر زن و مرد معتبر در بغاز غرق شده اند، یک بچه بوده است، تنها آن بچه با چند نفر قایقچی خلاص شده اند، باقی همه غرق شده اند. رسم قایقچی های بغاز هم این است که هر کس غرق بشود ابدأ بروز نمی دهند و کسی نمی فهمد، گویا برای این است که مردم وحشت از سواری قایق نکنند و عملشان كساد نشود. در سال خیلی اشخاص شبها و هنگام طوفان بغاز غرق می شوند، اما این غرق شده ها را چون روز روشن بوده است، جمعی دیده بودند، عرض کردند.....
    بخشی از خاطرات ناصرالدین شاه از سیاحت استانبول

    ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان بعد از سیاحت ایتالیا از تاریخ ۱۸ جمادی الثانی ۱۲۹۰ تا اوایل رجب در کشور عثمانی به سیر و سفر پرداخت که مطالب آن نزدیک به سی صفحه کتاب را در بر می گیرد. متن ذیل بخشی کوتاه و تلخیص شده از خاطرات وی از اقامت در استانبول است.
    ......صدراعظم ما [میرزا حسین خان سپهسالار] از جانب ما رفته بود، احوال پرسی والدہ سلطان، تعریف می کرد که والده سلطان بسیار خر است. چون اصل اینها یعنی زنها چرکس و نانجیب هستند ...،
    همه روزه چند کشتی بخار بزرگ از صبح تا شام پنج ۶ دفعه از شهر اسلامبول می آید می رود طرف بیوک دره و آن محلات دیگر آدم می برد،می آورد. هر کس پولی داده در آن کشتیها می نشیند آمد و رفت می کند و این کشتیها اغلب مال کمپانی دول خارجه است و از این حمل و نقل به محلات ،هر کشتی سالی ده هزار تومان مداخل می کند. هر وقت حمل اشخاص می کند کشتی بالمره از آدم پر است. یک طرف پرده کشیده اند، زنها نشسته اند، باقی دیگر پر از آدم است، از هر قسم و هر جور، سیاه، سفید، فرنگی، یهودی، ارمنی، عثمانی و در عبور مرور این کشتیها از بغاز برای قایقها که مردم نشسته اند از بغاز عبور مرور می کنند .بسیار خطرناک است. اگر قایق نزدیک کشتی بخار برسد، زور چرخ بخار که دریا را به تلاطم آورده است ، قایق را غرق می کند. سه روز قبل از این چند نفر زن و مرد معتبر در بغاز غرق شده اند، یک بچه بوده است، تنها آن بچه با چند نفر قایقچی خلاص شده اند، باقی همه غرق شده اند. رسم قایقچی های بغاز هم این است که هر کس غرق بشود ابدأ بروز نمی دهند و کسی نمی فهمد، گویا برای این است که مردم وحشت از سواری قایق نکنند و عملشان كساد نشود. در سال خیلی اشخاص شبها و هنگام طوفان بغاز غرق می شوند، اما این غرق شده ها را چون روز روشن بوده است، جمعی دیده بودند، عرض کردند.
    شهر اسلامبول بسیار بسیار کثیف است. کوچه ها تنگ، پر از ذييل، پر از سگ ،سگ آنقدر هست در اسلامبول که مردم عبور از روی سگ می کنند. اغلب سگها مردنی، کر، چلاق، هزاران هزار سگ و گربه مرده در کوچه ها ریخته است کسی بر نمی دارد، بوی تعفن در شهر و کوچه ها و اسکله های شهر بطوری است که مغز آدم در می آید. بازارهای تنگ کوتاه و بد، کاروانسراهای بسیار بد.
    دیشب سرشام نشسته بودم، چند صدای شلیک توپ پی در پی آمد، تعجب کردم، از پنجره نگاه کردم، آن طرف بغاز شعله آتش زیادی دیده شد. معلوم شد یانقین[مأخوذ از ترکی به معنی آتش سوزی] شده است.
    قرار این است، برج و علامت بسیار بلندی در شهر است، هر شب قراول دارد نگاه می کند، هر وقت - جایی آتش بگیرد اخبار می دهد توپ زیادی یعنی هفت تیر توپ می اندازند که مردم خبر شده به امداد خاموش کردن آتش بروند. صبح معلوم شد، هشتصد خانه در محله قاسم پاشا آتش گرفته بوده است، چون خانه های اسلامبول اغلب چوب است ،زیاد می شود که آتش بگیرد.
    ... به عمارت رفتم. ....
    حمام بسیار بسیار خوبی از مرمر توی عمارت بود، دیدم. این حمامها مثل حمام ایران در خارج و دور از عمارت و گرد و فلان نیست، در توی عمارت جزء اطاقها محسوب می شود و سطح حمام با اطاقهای دیگر یکی است و زود گرم می شود. خزانه های مرمر کوچک بزرگ دارد، شیر دارد، باز می کنند. آب گرم، سرد داخل حوضها می شود. زیر حمام هم خالی است که آتش از خارج می کنند. همینکه سنگفرشهای حمام گرم شد و آب گرم شیر باز شد، حمام گرم می شود ، منبع شیرها هم در پشت حمام است که آنجا آب را گرم می کنند داخل حمام می شود. خلاصه اگر چه وقت گذشته و تاریک بود اما همه اطاقها را گشتیم، نشیمنهای سلطان، نشیمن والدة سلطان، حرمخانه، باغ حرمخانه و غیره همه دیده شد. بسیار بسیار عمارت عالی پر اسباب است. از چهلچراغها، جارها، صندلی، میز، تخته ها و غیره.
    از قراری که گفتند پول زیادی خرج این عمارت شده است، به مرور ایام، بنای اولش از سلطان محمود پدر این سلطان است، اما او آن را خراب کرده از تازه این سلطان ساخته است. سركيس افندی معمارباشی سلطان که جوان خوبی است، زبان فرانسه خوب حرف می زد، این عمارات را همه را او ساخته است، حاضر بود. بعد غروب شد، سوار قایق شده رفتیم منزل....
    روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان، به کوشش فاطمه قاضیها، تهران ، سازمان اسناد ملی ایران، 1379 صص325-357
    يكشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۷ ساعت ۸:۲۷
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    م. پروری
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۰
    سلام
    گمان می‌کنم که ضبطِ درستِ «ذییل» «زبیل»، هم‌ریشه با «زباله» و به معنای آشغال و سرگین، باشد. صادق هدایت هم در سگ ولگرد (ص ۱۸، چاپ ۱۳۴۲ امیرکبیر) از این کلمه به همین معنا استفاده کرده است.

    پاسخ : با سلام و درود و تشکر از توجهتون . فرمایش شما صحیح است ولی به این شکل (ذبیل ) هم نوشته می شود . چنانچه فرهنگ فارسی معین به صورت ذیل آورده است:
    ذباله
    فرهنگ فارسی معین
    (ذُ لِ) [ ع . ذبالة ] (اِ.) ج . ذبیل ، آشغال