Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    تمام این زنان به نسبت مقامی که در هر یک از دو طبقه دارند از شاه مواجب می گیرند مگر بعضی از زنان طبقه دوم که خرجشان با حرمهای سوگلی است و شاه فقط به آنها گاه گاهی انعامی می دهد.

    اندرون شاهی ،به روایت دکتر فوریه فرانسوی طبیب مخصوص ناصرالدین شاه
    هنگامی که ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان بسر می برد ، دکتر تولوزان ، پزشک فرانسوی شاه از وی تقاضای مدتی مرخصی کرد. این تقاضا پذیرفته شد و از آنجا که فرانسه متمایل به این بود که دربار ناصرالدین شاه دارای پزشک فرانسوی باشد دکتر فوریه ، پزشک جوان راکه در ارتش نیز خدمت کرده بود معرفی و جایگزین تولوزان نمود.وی به عنوان پزشگ مخصوص شاه از سالهای در ۱۳۰۶ الی ۱۳۰۹ هجری قمری در دربار ناصری به سر می برد و در این مدت خاطرات خود را به رشته تححریر در آورد، وی علاوه بر طبابت شاه ، نیز مجوز ورود به حرم شاه را جهت مداوای زنان اندرون کسب کرده بود ، و در مواردی که مشکل بیماری برای زنان درباری حادث می شد، می توانست به آنجا رفت و آمد داشته باشد. فوریه در بخشی ا ز خاطرات خود نقل می کند که اندرون در قسمت شمالی قصر است و من تاکنون چند بار داخل آن شده ام، گاهی از در نارنجستان که مخصوص رفت و آمد شاه است گاهی نیز از در معمولی که از راه خیابان در اندرون به در الماسيه منتهی می شود. این در اخیر که نیز به اندرون راه دارد هیچ وقت باز نیست و این که آن را به این اسم موسوم ساخته اند به علت آیینه های کوچکی است که روی آن کار گذاشته اند و از دور مثل الماس می درخشد. هر وقت که از در نارنجستان داخل شوم به دستور شاه و در این صورت خواجه سرایی به امر او مرا تا اندرون هدایت می کند ولی اگر از اندرون مرا برای عیادت مریضی بخواهند از در خارج می روم تا به حیاطی که خواجه سرایان در آنجا منزل دارند می رسم و پیش آغاباشی که سیاهی بلند بالا و لاغراندامی حبشی ملقب به اعتمادالحرم می روم ،وی اغلب مرا تا دری که در آخر دالانی است هدایت می کند و آنجا به خواجه سرایان مخصوص خانمی که باید به عیادت او بروم تحویلم می دهد و من داخل حیاط بزرگی می شوم و می بینم که یک عده زیاد زنانی که خود را در چادر سفیدی مثل کفن پیچیده اند به فریاد خواجه سراها هر کدام به گوشه ای متواری می شوند و به اطاقهای خود که همه طرف حیاط را گرفته می روند.
    در وسط این حیاط بزرگ که باغچه هایی مربع شکل دارد و درخت چنارهای بلند و پر برگ در آنها کاشته شده ،عمارت دو طبقه ای است به نام خوابگاه که شاه معمولا تنها در آنجا استراحت می کند. روی نرده های خوابگاه گلدان هایی پر از گل گذاشته اند و همین کیفیت نمایش و جلوة عمارت را بیشتر کرده.البته کسی که در چنین قصر آرام مجللی می خوابد بهترین خواب ها را می بیند و به خوشترین وضعی سر بر بالین استراحت می گذارد.
    زنان زیادی که تعدادشان کم نیست، در اندرون زندگی می کنند و آنها مثل گله ای که به چوپانانی سپرده باشند تحت نظر چهل تن خواجه سرای سفید و سیاه قرار دارند.
    شاه ایران با چنین جاه و جلال شاید حق داشته باشد که پادشاهان دیگری را که ساده و بدون این قیود و دستگاه ها زندگی می کنند به دیده تحقیر بنگرد چنان که ناصرالدین شاه در سفر اول خود به فرنگستان وقتی که ملتفت شد که ویلهلم اول امپراطور آلمان یک زن بیشتر ندارد و ملکه اگوستا را به او معرفی کردند ،گفت عجب امپراطور آلمان یک زن بیشتر ندارد، آن هم به این پیری.
    در میان سوگلی های اندرون ناصرالدین شاه دو نفر نظر به مشاغلی که در عهده ایشان گذاشته اهمیت خاصی دارند یکی انیس الدوله که مأمور پذیرفتن خانم های فرنگی محترم است دیگری امینه اقدس که کلیددار خزانه پادشاهی است. خانم های اندرون چند طبقه اند: طبقه اول زنانی که شاهزاده خانمند و پسرانشان می توانند به سلطنت برسند، طبقه دیگر زنان سوگلی که بعضی از ایشان به ملاحظاتی بر شاهزاده خانم ها برتری یافته اند.
    زنان طبقه اول هر یک عمارتی مخصوص به خود دارند در صورتی که زنان طبقه دیگر اکثر با هم در یکجا منزل می کنند یا این که هر یک به عنوانی به خدمت یکی از زنان سوگلی منتسب اند.
    تمام این زنان به نسبت مقامی که در هر یک از دو طبقه دارند از شاه مواجب می گیرند مگر بعضی از زنان طبقه دوم که خرجشان با حرمهای سوگلی است و شاه فقط به آنها گاه گاهی انعامی می دهد.
    لباس زنان اندرون نسبة ساده است و تفصیل زیادی ندارد، یلی* بر تن دارند که جلوی آن را از سینه به پایین با دکمه می بندند و تا پایین کمر می آید و از زیر آن پیراهن کوتاهی پیداست و زیر جامه ای می پوشند که از زانو پایین تر نمی آید و روی آن شلیته پر بادی است. این زنها غالبأ چهارقدی بر سر می اندازند و آن را در زیر چانه گره می زنند برای آن که گیسوان زیاد و بافته ایشان را که روی دوش و پشت سرشان آویزان است مستور دارد. به علاوه بعضی از ایشان جوراب سفید نازکی نیز به پا می کنند، خلاصه لباس همه از پیر گرفته تا جوان به همین وضع است. زنی که میخواهد در اندرون حرکت کند چادر نمازی بر سر می اندازد و دم در کفش خود را می پوشد و حرکت می کند اما اگر بخواهد بیرون بیاید ، صورتی دیگر دارد به این معنی که به لباس مخصوص تمام زنهای مسلمان که به اجبار باید آن را در بر کنند در می آید تا به آزادی بتواند در کوچه ها قدم بزند. در کوچه لباس همه زنها یکی است تا آنجا که شناختن ایشان حتی بر شوهرانشان نیز ممکن نیست. زن بعد از آن که شلوار بلندی را که آبی تیره و گاهی هم بنفش و اگر سیده باشد سبز است و تا بند پا را می گیرد پوشید ،چادری سیاه یا نیلی رنگ که آستین ندارد و تا مچ پایین می آید و همه اندام را می پوشاند بر سر می اندازد و صورت را در زیر روبندی مخفی میکند و از سوراخ های آن که بی شباهت به غربال کوچکی نیست می بیند و نفس می کشد.
    اگر چه این لباسِ رو، برای همه زنان ایرانی از جهت شکل و رنگ و جنس پارچه یکی است لیکن نباید تصور کرد که حال لباس زیر هم همین است.
    اندرون شاهی مرکز تفنن ،بازی و آرایشگری زنهاست و اینگونه سرگرمیها از هر جا بیشتر در آنجا رواج دارد ،و جایی است که نمایشگاه مخصوص جواهرات گرانقیمت و پارچه های نفیس و البسه زربفت محسوب می شود و هر زنی در بند این است که با چه آرایش و نمایشی رقبای خود را سرافکنده و دوستان خود را شاد نماید. مثلا اگر زنی می خواهد که لباسش از جهت جلوه و جمال منحصر باشد، می فرستد هر چه از آن پارچه در بازار به دست می آید بخرند تا دیگری نتواند از همان لباس داشته باشد و من زنی را می شناسم که در عرض یک ماه برای همین قبیل خریدها ۳۰۰۰۰ فرانک پول داده است. و اما جواهرات که در آرایش جای خود دارد به خصوص در مملکتی مثل ایران که معدن مروارید و فیروزه است و هر کس یک قسمت مهم از ثروت خود را صرف خرید جواهرات می کند.
    قیمت جواهراتی را که شاه در روزهای سلام با خود دارد تا صد میليون تخمین زده اند، اگر چه قیمت جواهراتی که بعضی از اهل حرم با خود دارند هرگز به این پایه نمی رسد ولی باز آن هم نماینده مبلغ خطیری است. پیش از آنکه از اندرون خارج شویم باید از محمد خان کوتوله نیز که قاصد مخصوص اعليحضرت و پیغام بر او بیش اهل حرم است ذکری بکنیم.
    دکتر فوریه بعد از اینکه به توضیح در باره یکی از خواجه سرایان می پردازد ، با این سوال به این بخش از خاطراتش پایان می دهد که، این سؤال باقی است که آیا با وجود دیوارهای بلند اندرون و زندگانی صومعه نشینی زنان حرم و چادر و روبند و خواجه سرایانی که دائما مواظب ایشانند این زنان دست از پا خطا نمی کنند و مرتکب امری که این همه از آن وحشت دارند نمی شوند؟ من که در این باب شک دارم.
    • یل : [ترکی] ‹یلک› [قدیمی] نوعی نیم‌تنۀ سادۀ زنانه*.
    منبع: فووریه،ژوآن(Fauvrier Joannes)،سه سال در دربار ا یرا ن ، خاطرا ت دکتر فووریه پزشک ویژه نا صرالدین شاه قاجار،ترجمه: عباس اقبال آشتیانى، تهرا ن: نشر علم ، ۱۳۸۵ . تلخیصی از صص ۱۱۶-۱۱۹
    سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۶:۴۷
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت