Qajarieh, Articles by Fatemeh Ghaziha
  
لینک های روزانه
    در ۱۸ جمادی الاول سال ۱۲۸۹ ه.ق ، قرار دادی بین دولت ایران با بارون جولیوس دو رویترانگلیسی منعقد گردید که بنا به دلایلی که شرحش آمده است ، اجرا نشد ، اما بعدها و پس بعد از گفتگوی بسیار سرانجام در سال ۱۳۰۶ دولت ایران امتیاز بانک شاهنشاهی ایران را به مدت ۶۰ سال ظاهراً به رویتر و باطناً به انگلستان واگذار کرد و بارسنگین این امتیاز بر دوش مردم مظلوم ایران قرار گرفت.
    قراردادی که هرگز اجرا نشد
    قرار نامه دولت ایران با بارون جولیوس دو رویتر انگلیسی :
    در ۱۸ جمادی الاول سال ۱۲۸۹ ه.ق ، قرار دادی بین دولت ایران با بارون جولیوس دو رویترانگلیسی منعقد گردید حاوی ۱۸ بند یافقره. بر اساس این پیمان دولت ايران به مدت هفتاد سال امتياز انحصار راه آهن دریای خزر را الي خليج فارس را به بارون جوليوس دو رويتر انگلیسی واگذار مي نمايد، بدین ترتیب كه هر شعبه ای از راه آهن را كه مناسب بدانند خواه در داخل خاك ايران یا اتصال به راههاي آهنهای خارج از کشور از هر نقطه سر حدات رو به فرنگستان و هندوستان و..بسازند و به كار بيندازند و و همچنین، امتياز انحصار ساخت تراموا در هر نقطه كه مناسب بدانند . در این رابطه کمپانی هر قدر زمين كه به جهت ساختن خطوط راه آهن و شعب آنها و منازل و منزلگاه و محل سکونت براي مأمورين خود لازم شود، دولت ايران همه آنها را از املاك خالصه مجاناً به اين كمپاني مي دهد، كمپاني اجازه و اختيار تام دارد كه به جهت ساختن و تعمير راههاي خود هر مصالحي كه لازم داشته باشد از قبيل ريگ و سنگ و آهك و غيره از املاك خالصه مجاناً بگيرد،همچنین مأمورين و عمال كمپاني از هر نوع ماليات داخله معاف خواهند بود و...و... روزي كه اين قرارنامه ممضي شود کمپانی چهل هزار ليره انگليس به اسم دولت ايران و خودشان در بانك انگلستان رهن خواهد گذارد که هر گاه از تاريخ اين قرارنامه الي پانزده ماه ديگر شروع بكار نشود اين مبلغ ضبط خواهد شد، مگر اين كه تأخير شروع كار بواسطه چنان موانعي باشد كه از اراده كمپاني خارج باشد از قبيل جنگ و غرق و تعطيل حمل و نقل در ممالك خارجه... همینطور بر حسب این قرار داد ،دولت ايران به کمپانی مذکور امتياز انحصاري و قطعي جهت استفاده از جنگلهای ایران میدهد. و در هر جايي كه كمپاني بخواهد می تواند درختهاي آن جا را ِببُرّد ،هر اراضي كه دولت بخواهد بفروشد كمپاني قبل از همه كس حق خواهد داشت آن اراضي را بخرد و دولت ايران از منافع خالص اين جنگلها سالي صدي پانزده قسمت خواهد برد .همچنین امتیاز انحصار واختیار حق بر گردانيدن رودخانه ها و مجاري آبها و ساختن بندها و سدها و ساختن استخرها و ... و جاري كردن آن آبها به نقاط مختلفه كه خود مصلحت بداند، انحصار حفر قنوات در تمام ایران،کشیدن خط تلگراف در سراسر ایران.و...و...
    خلاصه اینکه بواسطه امتیاز مزبور در واقع اختیار امور اقتصادی ایران مستقیماً به یک نفر از اتباع انگلیس(بارون دورویتر یکی از صرافهای یهودی لندن) و غیر مستقیم به خود انگلستان واگذار شد، ولی روسها که تحمل چنین امری برایشان گران بود مخالفت خود را ابراز داشتند و انگلستان عقب نشینی کرد ، لازم به توضیح است که البته در ین زمان روس و اانگلیس در سیاست جهانی باهم کنار آمده بودند، بنا براین بعدا روسها با قدری نرمش روند دوستانه ای در قبال انگلیس در پیش گرفتند و دولت ایران هم که گویا بر طبق سند ذیل ازین امتیاز پشیمان بود ، این قرار داد را لغو نمود (۱۵ ماه بعد) در ماه رمضان ۱۲۹۰.
    بنا به گفته لرد کرزن در کتاب ایران و موضوع ایران « بعد از انتشار این امتیاز به نظر دنیا عجیب ترین امتیازی آمد که دولتی تمام منابع ثروت خود را به بیگانه واگذار کند».اعتمادالسلطنه در یادداشتهای روزانه خود می نویسد « در دادن امتیاز به رویتر میرزا حسین خان ۵۰ هزار لیره گرفته » و نیز می نویسد « بارون دو رویتر در گرفتن امتیاز کذائی مزبور دویست هزار لیره تعارف داد.» این قرار داد با رایزنیها و صلاحدید میرزا حسین خان سپهسالار صدر اعظم وقت انجام یافته بود ، وی بعدا در ماه صفر سال ۱۲۹۰ ناصرالدین شاه را روانه سفر فرنگ نمود البته خود نیز شاه را با رایزنیهایی که در آن مهارت داشت همراهی می کرد ، ولی در بازگشت ناصرالدین شاه علیرغم میل خودش مجبور به عزل وی شد اما حدود سه ماه بعد مجددا او را به وزارت خارجه منصوب و بسیار ی دیگر از کارهای کشور را به او سپرد.
    ۱۷ سال بعد از لغو قرار داد رویتر ، زمانی که هیچ از امتیاز مزبور صحبتی به میان نبود و پرونده آن تقریبا مختومه شده بود، رویتر مدعی خسارات وارده در جریان قرار داد گردید و یکی ازین خسارات را پولهائی دانست که به عنوان رشوه به زمامداران و رجال ایران پرداخته بود. در این رابطه اعتماد السلطنه در یادداشتهای روز ۱۳ صفر ۱۳۰۶ ه.ق خود می نویسد: « .. از قراری که شنیدم پسر رویتر که پدرش قرارنامه را در ۱۶ سال قبل(۱۲۹۰ ه.ق ) باایران بسته بود و آن قرار نامه مجری نشد و رویتر همیشه ادعای خسارت می کند ،برای استیفای حقوق خود به ایران آمده» ، نیز در خاطرات ۱۶ صفر خود یعنی ۳ روز بعد می نویسد: « تفصیل آمدن پسر رویتر را به شاه عرض کردم،شاه را خیلی مساعد دیدم، فرمودند ، چه عیب دارد بیاید راه آهن خودش را بسازد، معلوم می شود از وحشت روسها با انگلیسها خصوصیت می کنند، شاید از این نمد کلاهی عاید شود». بالاخره پس بعد از گفتگوی بسیار سرانجام در سال ۱۳۰۶ دولت ایران امتیاز بانک شاهنشاهی ایران را به مدت ۶۰ سال ظاهراً به رویتر و باطناً به انگلستان واگذار کردو بارسنگین این امتیاز بر دوش مردم مظلوم ایران قرار گرفت.
    ذکر این نکته بجاست که قرار داد اولی قبل از سفر اول فرنگستان و دومی قبل از سفر سوم فرنگستان منعقد گردید. در سفر دوم هم که ناصرالدین شاه به انگلستان نرفت یا دعوت نشد. آیا برای رفتن به انگلستان باید به اینگونه قرار دادها تن می داده ؟
    سند ذیل گزارشی است که میرزا حسین خان سپهسالار راجع به چگونگی لغو قرار داد رویتر ومذاکرات خود با وزیر مختار روس به ناصرالدین شاه ارائه داده است.

    گزارش میرزا حسین خان سپهسالار به ناصرالدین شاه در باره
    مخالفت روسها با قرارداد رویتر
    قربان خاک پای جواهر آسای اقدس همایون مبارکت شوم – بر حسب امر و اراده ملوکانه روحنا فداه روز شنبه هشتم شهر حال در سفارتخانه دولت بهیه روسیه با وزیر مختار دولت مشارالیها ملاقات نموده، بعد از تعارف رسمیه به سرِ مطلب رفتیم، وزیر مختار شرحی از مضراتی که این راه آهن بجهت دولت روس داشت، بیان نمود، فدوی خانه زاد گفتم، از دقیقه ای که «پرنس قار چاقوف» [کرچکوف ]اظهار مطلب درخاکپای همایون نمود و اعلیحضرت اقدس شاهنشاهی روحنا فداه دریافت فرمودند که اعلیحضرت امپراطور و اولیای دولت روس مایل به عمل راه آهن نیستند و فرمودند اینکه نه تنها در این عمل مساعدت لازمه را بعمل نیاورند، بلکه بطور حتم قرار نامه حاضره را لغو و باطل بفرمایند و از همان روز تا این دقیقه فرمایشات و دستورالعمل ملوکانه به من در این مرکز بوده است و متصل تاکیدات همایونی به وقوع میرسد ، تا اینکه دیدید و اکنون به مشاهده شما می رسانم که ابطال و امضای قرارنامه را به موجب تلگراف به خود «بارون رایتر» و به موجب نوشتجات رسمیه به وکیل او در دارالخلافه اعلام نمودیم و مضافاً روزنامه ایران هم این اعلان را به جمیع اهالی داخله و خارجه اخبار نمود و همه روزه هم من مشغول مبادله نوشتجات با وکیل رایتر هستم و هر کاغذ را از کاغذ اول سخت تر و باثبات تر می نویسم و خیال دارم در این روزها به رشت تلگراف نمایم که اگر چند عمله در راه کار می نماید،مانع شده و نگذارند، از این بیانات ظاهراً و باطناً مسرور شده گفت: اگر دولت روس راضی و مایل به این راه آهن نبود برای دولت ایران نافع نبود. فدوی گفت این مسئله ایست طویل الذیل، عجالتاً مجال دخول در این بحث نداریم، لکن بطور یقین اعلیحضرت ملوکانه روحنا فداه محض عدم میل امپراطور این قرار نامه را بر هم زدند، نه خیال و تصور دیگر .بعد گفتم شبهۀ شما در کجا بوده است ؟ بگویند تا من بقدری که فهمیده ام در صدد رفع آن توانم برآمد .
    گفت: در فصل ۸که می نویسد اگر تا ۱۵ ماه از تاریخ امضای قرارنامه شروع به کار نشود ، یکصد هزار تومان مرهونه ضبط خواهد شد، بارون رایتر به همین کاری که کرده است خواهد گفت، من شروع کرده ام، فدوی گفتم در آخر فصل می گوید، اگر تأخیر در شروع از بابت جنگ در ممالک خارجه و غرق و تأخیر در حمل و نقل بهم نرسیده باشد، اگر شروع همین تسطیح یک ربع فرسنگ زمین بود که حالا کرده اند، از برای همین قدر کار به هیچ وجه محتاج فرنگستان نبودند که از آنجا چیزی حمل و نقل نمایند که غرق و تأخیر حمل و نقل آنها را معاف خواهد داشت.
    وزیر مختار مشار الیه به هیچ وجه متوجه این فقره نشده بود، از استماع و دریافت این دلیل خیلی مشعوف شد و گفت،خوب عذر و بهانه بدست آورده اید، گفتم همین قدر نیست ، از بارون رایتر نوشته دارم که در ایام مسافرت همایونی در فرنگستان با کمال اصرار شش ماه دیگر از من تمدید مدت می خواست، اعلیحضرت همایون شاهنشاهی روحنا فداه بنا بفرمایشی که به پرنس کرچکوف فرموده بودند راضی نشدند و مهلت مرحمت نفرمودند، علاوه بر این دو دلیل ،فصل ۲۳ صراحتاً می گوید که کمپانی مجبور و متعهد است که شروع به راه آهن و معادن و میاه جنگلها را دفعتاً واحده نماید و به اقرار و اعتراف خودش به آن سه فقرۀ اخیر به هیچ وجه شروع نکرده است، مثل این است که در هیچیک شروع ننموده است و مقصود ما حاصل است. علاوه بر آنچه شفاهاً به شما گفتم، نوشتجاتی که در این باره بین من و وکیل رایتر مبادله شده است و ادله را واضحاً و مشروحاً آنجا نوشته ام، همراه خود آورده ام که اگر بخواهند ملاحظه نمایند.از این فقره زیاد ممنون شد و از من خواهش کرد که نوشتجات را نزد او بگذارم ، آن شب به دقت درست ملاحظه نموده گفت خودم برداشته می آورم و به شما تسلیم می نمایم گفت، در روز شرفیابی قرار شد که بعد از ملاقات با شما، اعیحضرت همایون شاهنشاه دستخطی مرحمت فرمایند که از روی آن من تلگراف رمز به پرنس کرچکوف بفرستم، گفتم، از این فقره من اطلاعی ندارم و فرمایش به من نشده است.خواهش کرد در عرض و تقدیم راپرت عاجزانه به خاک پای اقدس اعلی این فقره را نیز عرض نموده ، جواب بمشاارلیه بدهم، به امر قدر قدرت همایونی از وزرای مختار انگلیس و عثمانی و اطریش و فرانسه هم بازدید نمودم ، چون امر فرموده بودند که صورت مجلس ملاقات با وزیر مختار روس را بواسطۀ عریضه عرض دارم ، جسارت نمودم-الامرالاقدس الاعلی مطاع مطاع مطاع. غلام خانه زاد حسین.
    منابع:
    -ابراهیم صفائی، یکصد سند تاریخی ، تهران : چاپخانه شرق، ۱۳۵۲ (صص۲۰۹-۲۱۱ )، برگرفته از اسناد وزارت امور خارجه، کتاب ۲۳.
    - مهدی بامداد،شرح حال رجال ایران، زوار : تهران،۱۳۷۱ صص۴۰۹ – ۴۱۵ .
    - یحیی آرین پور، از صبا تا نیما ، تهران: زوار ،۱۳۷۲ ص۴۱۹
    - روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه ، تهران: امیر کبیر ،۱۳۵۶
    شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۲
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    alireza mohamnadu
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۵۱
    مطالبتون جالب و عالی مرسی


    از توجهتون متشکرم